محمد قنبرى

30

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

مذهب كلامى ابوحنيفه نيز همانند معتزله ، رنگ خردگرايى داشت و البته او بر خلاف معتزله كه علاقه چندانى به فقه از خود نشان نمىدادند و احياناً از ريشه با اين دانش مخالف بودند ، به نظريه‌پردازى در فقه نيز پرداخته كه بر مبناى آن مذهبى فقهى نيز به‌وجود آمد . تأكيد بر راه‌هاى عقلى در فهم احكام تعبدى فقه چون قياس ، به‌طور طبيعى واكنش اهل حديث را در پى داشت « 1 » كه در اين بخش غالب ديدگاه‌هاى شيعى به‌رغم التزام برخى از آنها به رويكرد خردگرايى در ابعاد كلامى ، در بخش فقه با اين رويكرد به مخالفت برخاسته و با اهل حديث بيشتر همراهى مىكردند ، گرچه پاىبندى برخى فقها و گاه متكلمان شيعه نسبت به مشروعيت قياس نيز گزارش شده است . « 2 » در كنار اين جريان‌هاى درون دينى به پاره‌اى جريان‌هاى برون دينى با نگاه انتقادى نسبت به اسلام در اين قرن برمىخوريم كه ابن راوندى ( د 298 ق ) نمونه شاخص آن است . « 3 » اوج اين حوادث در ميانه دوم قرن سه ، يعنى دوره حيات كلينى در حال شكل‌گيرى بود و وى در زادگاه خود و نيز شهرهاى ديگرى چون بغداد و نيشابور با اين مكاتب و ديدگاه‌ها روبه‌رو شده بود . افزون بر اينها همه ، انشعاب‌هاى داخلى شيعه در دوره پايانى عصر حضور و نيز ابهام‌ها و درگيرىهاى پديد آمده در دوره موسوم به غيبت صغرا برلزوم و اهميت توجه نسبت به اين مسئله نزد هر دانشمند شيعى مىافزود . « 4 » 3 . دوره تدوين متون : قرن سوم ، به‌ويژه در حوزه حديث‌نگارى ، دوره اوج تدوين متون است . پس از تدوين موطأ در نيمه دوم قرن دو به عنوان نخستين جامع حديثى اهل سنت ، از آغاز قرن سوم شاهد پيدايش مجموعه وسيعى از جوامع حديثى چون مصنف‌ها و مسانيد و سنن هستيم كه با ظهور مسند احمد و سپس صحاح بخارى و مسلم و ترمذى به نقطه اوج خود رسيده و در ادامه ، سه سنن مهم ديگر از مجموعه موسوم به صحاح شش‌گانه در دهه‌هاى پايانى همين قرن عرضه مىشوند . تدوين نخستين تفاسير روايى جامع « 5 » نيز با اين قرن ارتباط دارد . تدوين‌هاى متنوع ديگرى

--> ( 1 ) . براى نمونه ر . ك : شافعى ، الرساله ، ص 476 . ( 2 ) . براى نمونه ر . ك : صدوق ، من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 270 و اشتهاردى ، مجموعة فتاوى ابن‌جنيد ، ص 12 . ( 3 ) . در منابع رجالى متقدم شيعه مجموعه منابع متعددى از شيعه در رد عقايد ابن راوندى گزارش شده كه با توجه به‌وجود برخى اتهامات مبنى بر تأثيرپذيرى شيعه از وى و نسبت برخى عقايد به هشام بن حكم از سوى وى نشان‌دهنده توجه متكلمان ويژه و زودرس شيعه به ردّ عقايد وى است . ( 4 ) . براى آگاهى بيشتر از شرايط اين دوره ر . ك : مدرسى طباطبايى ، مكتب در فرايند تكامل ، ص 91 - 148 . ( 5 ) . تفسير عبدالرزاق صنعانى كه احتمالًا بخشى از المصنف وى بوده و امروز مستقلًا در سه جلد چاپ شده و تفسير جامع البيان طبرى مورد نظر بوده است .