محمد قنبرى
25
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
را تأييد و توثيق نموده است ؟ قداست كلينى تا آنجا در ذهنيت گروهى از شيعيان نفوذ يافته كه در جستوجوى يافتن قراينى مبنى برعرضه كتاب كافى بر امام زمان و تأييد آن از سوى ايشان برآمدهاند « 1 » و گروهى ديگر با شگفتى اين پرسش را مطرح نمودهاند كه چگونه كلينى كتاب خود را بر نواب اربعه امام زمان عرضه ننموده و تأييد ايشان را كسب ننموده است . « 2 » آقا بزرگ تهرانى در پاسخ به اين سؤال از يك سو لزوم انجام چنين كارى از سوى كلينى را نفى نموده و تنها تلاش متعارف براى گزينش روايات درست را كافى شمرده ، و از سوى ديگر به فضاى تقيه در آن دوره توجه نموده ، انجام چنين كارى را از سوى كلينى منجر به بروز خطرهايى براى نواب شمرده است . « 3 » و جالب آن كه در موردى مشابه ، يكى از نواب براى بررسى اعتبار يك كتاب ، آن را براى فقهاى قم فرستاده ، نظر آنان را در اينباره جويا مىشود . « 4 » با اين حال ، نمونههايى از عرضه كتاب بر امام زمان از سوى نواب همانند كتاب التكليف شلمغانى نيز وجود دارد كه آن را موردى استثنايى و به دليل حساسيت ويژه آن كتاب و نويسندهاش دانستهاند . « 5 » از اينها گذشته ، كلينى به استثناى چند مورد اندك و البته مشكوك ، از هيچ يك از نواب اربعه حتى با واسطه نيز روايتى نقل ننموده است ، « 6 » لذا عدهاى تلاش نمودهاند كه اين مسئله را نيز به ماجراى تقيه يا حضور كوتاه كلينى در بغداد مرتبط دانند ، « 7 » در
--> ( 1 ) . براى نمونه ر . ك : نورى ، همان ، ج 3 ، ص 468 - 469 . ( 2 ) . در اين باره ر . ك : آقا بزرگ تهرانى ، « رسالة فى الكافى » ، سفينه ، سال اول ، شمارهء دوم ، بهار 1383 ، ص 79 - 67 . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . طوسى ، الغيبه ، ص 390 . ( 5 ) . ر . ك : « لزوم ارزيابى سندى احاديث كافى » ، سفينه ، سال اول ، شماره دوم ، بهار 1383 ، ص 109 - 140 . ( 6 ) . همان . ( 7 ) . همان .