محمد قنبرى

18

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

هر كتابى كه در اسلام تصنيف گرديده است تقدم دارد . « 1 » ساير علماى اسلامى نيز از قدر و منزلت كافى و مؤلف آن ستايش‌ها كرده‌اند و مسلماً كتابى با اين اوصاف نمىتواند از اصول اوليهء حديث و روايات مورد اعتماد اماميه خالى باشد . علاوه بر آن شواهد و قرائنى كه بر مدعاى اخير دلالت دارد به قرار زير است : 1 . كلينى ( م 329 ) بزرگ‌ترين محدث اماميه است كه قرب عهدش به اصحاب اصول بيش از ساير محدثان هم‌چون صدوق ( م 381 ) و طوسى ( م 460 ) است و چون در مقدمهء كتابش اعلام مىدارد كه مجموعهء كافى را از احاديث صحاح برگزيده است « 2 » و از طرف ديگر همانند ساير قدما احاديث اصول را صحيح مىشمرد . « 3 » مىتوان نتيجه گرفت كه اصول اربعمأه در كتاب كافى مندرج است . 2 . بسيارى از اصول شناخته شده در كتاب كافى نقل گرديده است ، هم‌چون اصل ظريف بن ناصح كوفى كه به دفعات بر ائمه عليهم السلام عرضه شده و ايشان آن را تأييد فرموده‌اند . « 4 » علّامه تهرانى دربارهء اصل ظريف مىنويسد : از اصول مورد اعتماد است و اماميه بدان نهايت اعتماد را دارد و مشايخ آن را از ظريف نقل كرده‌اند هم‌چون ثقة الاسلام كلينى كه در ابواب ديات كتاب الكافى به طور پراكنده آن را نقل كرده است . هم‌چنين در كافى از اصل سليم بن قيس هلالى نقل شده كه ابن نديم از آن ياد كرده است و قاضى بدر الدين سبكى ( متوفاى 769 ) در كتاب محاسن الوسائل فى معرفة الاوائل دربارهء آن گفته است : « ان اول كتاب صنف للشيعه هو كتاب سليم بن قيس الهلالى » « 5 » علّامه تهرانى پس از نقل عبارات فوق مىنويسد : بسيارى از قدماء اصحاب ما هم‌چون ثقه الاسلام كلينى در كافى از اصل سليم نقل كرده‌اند « 6 » . 3 . محدثان اسلامى كافى و كلينى را با عنوان جامع اصول تعريف كرده‌اند . مثلًا علّامه مجلسى در مقدمهء مرآة العقول مىگويد : با كتاب كافى آغاز مىكنم تأليف شيخ

--> ( 1 ) . مستدرك الوسائل ، ج 3 ، ص 526 . ( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 8 و 9 . ( 3 ) . عدة الاصول ، ج 1 ، ص 367 . ( 4 ) . الذريعه ، ج 2 ، ص 161 . ( 5 ) . به نقل از الذريعه ، ج 2 ، ص 152 . ( 6 ) . همان .