محمد قنبرى
609
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
و باز به ص 36 مراجعه كند كه مىنويسند : « جمعى معتقدند كه روايات كتب اربعه بى استثنا از زبان امام معصوم صادر شده است ، اين ادعا باطل است . چگونه مىتوان ادعا كرد كه روايت راويان - يك نفر از يك نفر ديگر - موجب قطع و يقين باشد خصوصاً كه در ميان سلسلهء راويان كتب اربعه كسانى هستند كه به عنوان حديث تراش و دروغ پرداز معرفى شدهاند . جمعى ديگر بر اين مدعا افزودهاند كه در عهد اول ، قرائن خارجى گواهى مىكرده است كه صحت اين احاديث قطعى است ، و با توجه به آن قرائن احاديث كتب اربعه تدوين شده است . ولى متأسفانه اين ادعا نيز فاقد دليل است و دلايلى را كه اقامه كردهاند ، مدعاى آنان را اثبات نمىكند » . با اين بياناتى كه از آيت اللَّه خوئى ارائه شد ، قطعى است كه معظم له احاديث ضعيف را حجت نمىدانند ، گر چه راوى آن به ظاهر ناشناخته باشد ( يعنى احتمالًا در عالم واقع عادل و معتبر باشد ) . در اين صورت طبيعى است كه قريب هزار حديث كافى از درجهء اعتبار و صحت ساقط شود ، زيرا در تشخيص راويان ضعيف ، به ندرت اختلاف نظر وجود دارد ، ضمناً معلوم مىشود كه معظم له نيز همانند متقدمين ، احاديث صحيح و احاديث حسن و احاديث موثق و قوى را به عنوان صحيح و معتبر مىپذيرند و از تقسيم حديث به انواع پنج گانه و يا ششگانه پرهيز دارند . آقاى شبيرى در اعتراض هشتم ، همان نقدى را وارد كرده است كه آقاى سبحانى وارد كرده بودند و پاسخ آن را دادهام . ضمناً دربارهء نامگذارى كتاب كافى مناقشاتى دارند كه پاسخ خود را بايد از زبان آقاى جاودان ( ص 39 ستون فراز سوم ) دريافت كرده باشند . آقاى شبيرى در اعتراض نهم حديثى از كتاب بصائر الدرجات را با قيد صحيح اعلائى روايت مىكنند داير به اينكه هيچ كس نبايد با معيار علم و عقل خود ، مضمون حديث را ارزيابى كند ، در حالى كه احاديث بصائر الدرجات حجت نيست و مضمون حديث فوق به وسيلهء همهء دانشمندان نقض شده است . و شرح آن را در همين دفاعيه از زبان شيخ مفيد و آيت اللَّه خوئى ، طى پاسخ به اعتراض ششم مطالعه كرديد . شگفت