محمد قنبرى
610
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
است كه انسان با روايت يك حديث عقل خود را از حجيت بيندازد و در عين حال معارف خود را ، و از جمله امامت امامان را با منطق عقلى اثبات كند . آقاى شبيرى ، در اعتراض دهم ، راجع به معجون شيعه و سنى بياناتى دارد كه شفاهاً از ديگران هم مسموع شد . توجه خوانندگان را به اين نكته جلب مىكنم كه مذهب تشيع از عهد امام صادق عليه الصلاة والسلام تحت رهبرى امامان معصوم ، با سلاح علم و دانش مجهز شد و با كمال خيرخواهى و بشر دوستى و به منظور نجات انسانها از ضلالت و گمراهى در مجامع اهل سنت نفوذ كرد و مكتب فقهى و كلامى شيعه را با رشدى سريع در كوفه ، بصره ، واسط ، بغداد و قم گسترش داد . ولى از قرن سوم كه تعصبات مذهبى به صورت حزب گرايى و جبههبندى بر جامعه حاكم شد سلاح بحث و جدل و مناقشات لفظى و كتبى جايگزين سلاح علم و دانش گشت و رشد مكتب و نفوذ آن متوقف ماند تا آنكه حكومت صفويه با نفوذ سياسى و اجتماعى مذهب تشيع را در ايران گسترش داد ، ولى متأسفانه بازار بحث و جدل رواج گرفت و رشد فرهنگى و نفوذ مكتبى ما در جوامع اهل سنت در جا زد . حال اگر انقلاب اسلامى در تمام منطقهء خاورميانه حاكم شود ، قهراً سران متعصب فريقين مقهور مىشوند و از اعمال تعصبات خشك و بى ثمر باز مىمانند و در نتيجه نسل جديد اهل سنت ، شيفته و مفتون تشيع ، سر خورده از مذهب تسنن ، خودسرانه شيوهء التقاط را در پيش مىگيرد و به دلخواه خود ، معجونى از مظاهر تشيع و تسنن گلچين مىكند و در مغز خود جاى مىدهد . تهيهء اين معجون آرزوى من نيست ، بلكه يك پيش بينى اجتماعى مذهبى است . براى همين نسل آينده مزبور است كه من ميراث اهل بيت را پيراستهام تا با ريختن شهد خالص در كام آنان از نوشيدن شربت ناگوار باطل بازشان دارم و سيرهء شاگردان امام صادق عليه السلام را احيا كنم ، تا ديگران چگونه به تكليف خود قيام نمايند ؟ راجع به اعتراض يازدهم ، فقط تذكر مىدهم كه در نسخهء سيد محسن جبل عاملى