محمد قنبرى

596

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

ديگر . سخن صدر المتألهين نيز بر همين اساس علمى صادر شده است كه مىگويد : « مفاد اين حديث ضعيف با برهان عقلى تأييد شده است » . 11 . آقاى جاودان ، شما يك شرح طولانى آورده‌ايد كه شهر رى بزرگ و پر جمعيت و يكى از چهار شهر بزرگ و درجه اول عالم اسلام بوده است و سپس ادعا كرده و گفته‌ايد : « بر اساس اسناد و مدارك معتبر موجود ، كلينى ، بزرگ و استاد دانشمندان اين شهر در قرن چهارم است » ولى يك سند خصوصى به اين صورت ارائه كرده‌ايد كه « نجاشى دقيق‌ترين دانشمند رجالى قديم ( كه با كلينى اختلاف زمانى زيادى ندارد ) ايشان را بزرگ‌ترين و محترم‌ترين دانشمند شيعه در شهر رى ، و مورد اعتمادترين و ضابطترين دانشمندان اهل حديث مىداند » . سپس تصور كرده‌ايد كه مرحوم كلينى در عصر خود و در ميان دانشمندان رى و قم همين مقام امروزى را داشته و يا اقلًا همان مقامى را داشته است كه ابن النجاشى بعد از صد سال از آن ياد مىكند . آقاى جاودان ، بزرگى شهر رى چه ربطى به شيعيان دارد ؟ شما در عوض مراجعه به كتاب اصطخرى و مقدسى بهتر آن بود به كتاب معجم البلدان محوى بنگريد كه مىنويسد : « شهر رى كاملًا در اختيار جامعه اهل سنت بود و از تاريخ 275 كه احمد بن حسن مادرانى بر رى مسلط شد و اظهار تشيع كرد ، كم كم جامعهء شيعه رو به فزونى نهاد » آيا نشنيده‌ايد كه ابو جعفر اشعرى - همان رئيس حوزهء قم كه شما او را استاد كلينى معرفى كرده‌ايد و تا سال‌هاى 280 هجرى از زندگى و حيات او خبر داريم - راويان بد نام و بى تقوا را از قم به رى تبعيد مىكرد ؟ اگر حوزهء شيعه در شهر رى گسترده و دائر مىبود ، آيا ابو جعفر اشعرى راويان غالى و خرابكار قم را به رى تبعيد مىكرد تا با آزادى كامل به خرابكارى بپردازند ؟ « 1 » از تاريخ 275 هجرى كه شيعيان رى رو به فزونى نهادند ، قهراً بايد حوزه‌هاى حديثى هم داير شده باشد ولى در اين تاريخ ، كلينى دورهء جوانى خود را مىگذراند و

--> ( 1 ) . ر . ك : معرفة الحديث ، ص 106 و 108 .