محمد قنبرى

592

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

حديث شيعه آغاز كرده‌ايد . من در آغاز كتاب معرفة الحديث ، سير تدوين حديث را با استناد به احاديث اصيل شيعه و ارائهء اسناد تاريخى بهتر از شما و بهتر از استاد شما روشن كرده‌ام و استوارى و استحكام آن را مدلل ساخته‌ام . سپس دورهء هجوم غلات را با دليل و مدرك روشن كرده‌ام و راه برخورد با غلات و تزويرات پنهانى آنان را نيز نشان داده‌ام . شما كه از دورهء آغازين حديث شيعه بحث كرده‌ايد چرا از دورهء هجوم غلات بحثى به ميان نياورده‌ايد ؟ نمىدانم ، شايد شما با آرزوهاى جوانى به سر مىبريد و از روبرو شدن با واقعيات تاريخى مىهراسيد . 3 . فرزند عزيزم : شما در ميان مآخذ كافى از كتاب نوادر الحكمه نام برده‌ايد تا استحكام و استوارى كتاب كافى را بستاييد ، آيا نمىدانيد كه ابن الوليد ، نقاد معروف حديث ، در همان عصر كلينى ، كتاب نوادر الحكمه را به شيوهء علمى و دور از جار و جنجال عمومى نقد كرد و با تهيهء يك ليست سياه از راويان بد نام اين كتاب ، قسمت بسيارى از احاديث آن كتاب را از درجهء اعتبار و حجيت ساقط كرد ؟ آيا نمىدانيد كه شاگردان ابن الوليد و از جملهء آنان شيخ صدوق و شيخ مفيد و سپس شيخ طوسى نقادى ابن الوليد را قاطعانه پذيرفتند و در فهرست‌ها و اجازات خود ، روايت اين رشته احاديث را استثنا نمودند ؟ آيا نمىدانيد كه مرحوم كلينى از اين ليست سياه - كه تاكنون به قوت خود باقى است - بى خبر بود و از احاديث مردود آن اجتناب نورزيد ؟ « 1 » 4 . شما در ميان مآخذ كافى از كتاب نوادر ابن ابى عمير ازدى هم نام برده‌ايد ، ولى توجه نكرده‌ايد كه اين مرد بزرگ به زندان افتاد و نسخهء كتاب‌هايش نابود شد و بعدها از روى نسخهء شاگردانش روايت مىكرد و احياناً از حافظهء خود هم كمك مىگرفت ، و اين خود نقص فنى و علمى به شمار مىرود . آيا مىدانيد كه ابن النجاشى خرّيت فن حديث مىنويسد : « نسخه‌هاى نوادر اين مرد بزرگ ، به صورت‌هاى مختلف روايت مىشود ، و نسخهء هر يك از روات آن با نسخهء ديگران اختلاف دارد ، و من آن نسخه‌اى

--> ( 1 ) . ر . ك : معرفة الحديث ، 189 - 191 .