محمد قنبرى
593
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
را روايت مىكنم كه عبيداللَّه بن احمد بن نهيك بغدادى روايت كرده است » . « 1 » آيا مىدانيد كه ابن النجاشى چرا متعرض اينگونه مسائل شده است ؟ 5 . آقاى جاودان ، شما با سعى فراوان به شرح حال كلينى پرداختهايد و بعداً شش تن از اساتيد و پنج تن از شاگردان او را معرفى كردهايد ، تا ثابت شود كه مرحوم كلينى مشهور و مرجع بوده است . ولى شما هم مانند خود من ، و ديگران ، نام اساتيد او را از كتاب كافى استخراج كردهايد نه از مآخذ رجالى . و اين عرض بنده را اثبات مىكند كه در مصاحبهء خود گفته بودم : « همه مىگويند كلينى صاحب كتاب كافى ، و بعد در سايهء كتاب كافى كلينى را مىستايند » . هيچ تاريخى نشان نمىدهد كه مرحوم كلينى به قم رفته است ، مگر اسناد حديث كافى كه از مشايخ او حكايت مىكند . هيچ تاريخى نشان نمىدهد كه مرحوم كلينى ابن عقدهء حافظ را ديده باشد ، مگر اسناد كتاب كافى و . . . . آقاى جاودان شما در رديف سوم و چهارم ، از ابو جعفر اشعرى و ابوالعباس حميرى به عنوان اساتيد كلينى ياد كردهايد ، در حالى كه مرحوم كلينى با وساطت استادش محمد بن يحيى العطار القمى از اين دو تن روايت مىكند نه بلاواسطه . آنجا كه نام اين دو تن در صدر سند واقع شده است حديث را معلق كردهاند و شما با بى اطلاعى از تعليق اسناد ، به استخراج نام اساتيد كلينى پرداختهايد . 6 . شما پنج تن از شاگردان كلينى را نام بردهايد كه همگان نزيل بغداد بودهاند و چنانكه در پاسخ آقاى سبحانى نوشتهام خودشان به صراحت اعلام كردهاند كه ما در بغداد ، باب كوفه ، بازار زنجير به محضر كلينى رسيديم و كتاب كافى را - بعضاً قراءة و بعضاً اجازة - از او روايت مىكنيم . ولى شما در نتيجهگيرى خود گفتهايد : « اگر مولد و موطن و مسكن شاگردان كلينى - اعم از آنها كه نام برديم يا نبرديم - را ملاك بدانيم ، بايد بگوييم : آنها در شهرهاى قم و رى و كوفه و بغداد به محضر كلينى شرفياب شده و كسب علم كردهاند » . فراموش نكنيد كه ابو عبداللَّه نعمانى و ابو عبداللَّه صفوانى از شاگردان مخصوص
--> ( 1 ) . ر . ك : معرفة الحديث ، ص 246 فصل المختلف من المؤتلف .