محمد قنبرى

580

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

مىباشد و با فرد ديگرى به نام زيد در كتاب‌هاى حديثى حماد دست بردند و آنچه را نبايد انجام بگيرد ، انجام دادند . حال اين داستان چه ارتباطى به احاديث شيعه دارد كه در همه جا آن را با آب و تاب بازگو كرده و يكى از علل وجود حديث باطل در احاديث شيعه دانسته است بايد از خود ايشان پرسيد » . « 1 » در اين زمينه به عرض خوانندگان مىرسانم كه : عبدالكريم بن ابى العوجاء از زنادقه معروف است . زنادقه با اصل اسلام مخالف بودند و لذا شيعه و سنى براى آنان فرقى نمىكرد . « 2 » البته اين مرد با احاديث اهل سنت بازى كرده است . ولى ارتباط او با كتاب‌هاى حماد بن سلمه قطعى نيست ، بلكه يك حدس و احتمال است . كارشناسان اهل سنت از يك طرف ديده‌اند كه حماد بن سلمه با هفتاد زن و از جمله مادر اين زنديق ازدواج كرده است ، باشد كه صاحب فرزند شود و نشد . از طرف ديگر به روايات حماد بن سلمه وارسى كرده‌اند و يك رشته « احاديث صفات » را در روايات او ديده‌اند كه با مقام علمى و مذهبى حماد سازگارى ندارد . لذا نتيجه گرفته‌اند كه « لابد اين رشته احاديث به وسيله اين مرد زنديق در خلال كتاب‌هاى حماد بن سلمه داخل شده است » . « 3 » بنابر اين ، همان كسانى كه داستان حماد را با ابن ابى العوجاء نقل كرده‌اند ، به صراحت گفته‌اند كه خرابكارى او در زمينه « احاديث صفات » است ، نه « احاديث حلال و حرام » و نه « احاديث عدديه » كه در آخرين لحظات زندگى به جعل و تحريف آنها اعتراف كرده است . البته كارشناسان فن حديث به اعتراف يك فاسق زنديق ترتيب اثر نمىدهند ، مگر آن‌كه قرينه‌اى بر صحت گفتار او يافت شود ، « 4 » و متأسفانه در اين‌جا قرينه قطعى بر صحت اعتراف او وجود دارد ، اين قرينه كه آقاى سبحانى به حذف آن مبادرت كرده

--> ( 1 ) . كيهان فرهنگى ، ص 35 ، ستون 3 . ( 2 ) . رك : معرفة الحديث ، ص 42 - 44 . ( 3 ) . ر . ك : تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، ج 3 ، ص 15 ؛ معرفة الحديث ، ص 44 . ( 4 ) . ر . ك : تصحيح النظر فى توضيح نخبة الفكر .