محمد قنبرى
578
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
2 . مؤلف منتقى الجمان متوفاى 1011 كه همان صاحب معالم معروف و فرزند برومند شهيد ثانى است ، براى اولين بار - چهارصد سال قبل از مؤلف صحيح الكافى - شيوهء حذف را در پيش گرفت و تنها از كتاب كافى 10905 حديث آن را اسقاط كرد و به قول آقاى سبحانى : « به دور ريخت تا به دست فراموشى سپرده شود » . اما كتاب او مورد تقدير دانشمندان قرار گرفت و چنان كه در مقدمهء گزيده كافى نوشتهام و در مصاحبهء خود يادآور شدم ، آيت اللَّه بروجردى كه در شناخت حديث و رجال ، آيتى عظمى بود فرمود تا كتاب منتقى الجمان را چاپ كنند و هم اينك چاپ دوم آن در حوزهء قم منتشر شده است . گويا آقاى سبحانى از همهء اين مسائل بى خبرند و گرنه بر صاحب منتقى الجمان و بر همهء دانشمندانى چون علامه مجلسى و آيت اللَّه بروجردى كه از كتاب منتقى الجمان به عظمت ياد كردهاند ، خرده مىگرفتند كه چرا احاديث كافى را به دور مىريزند . جناب آقاى سبحانى مىنويسند : « محدثان اسلامى به صورت قريب به تواتر ( بيش از خبر واحد و كمتر از خبر متواتر ) از پيشوايان معصوم نقل كردهاند كه اگر شخصى استحباب عملى را از معصومى نقل كند و كسى آن را به همان نيت به جا آورد خدا پاداش آن را به او مىدهد ، هر چند معصوم آن را نفرموده باشد . اين مضمون از طرق صحيح از پيشوايان معصوم به ما رسيده است . . . » . « 1 » در پاسخ اين فصل ، به عرض خوانندگان مىرسانم كه - بعد از حذف مكررات - مضمون فوق فقط در سه حديث شيعه وارد شده است كه دو حديث آن به اتفاق اهل نظر ضعيف است و يك حديث آن را - كه اضطراب سند دارد - به عنوان حديث حسن پذيرفتهاند و به آن استناد مىنمايند . « 2 » به نظر من - اگر سند حديث را هم بپذيريم - متن حديث را بايد رد كنيم . زيرا با اصول مذهب تناقض دارد : امام صادق عليه الصلاة والسلام ، آنجا كه فلسفهء وجودى
--> ( 1 ) . كيهان فرهنگى ، ص 35 ، ستون 2 . ( 2 ) . ر . ك : مرآة علامه مجلسى ، ج 8 ، ص 112 ؛ درايهء شهيد ، ص 29 ؛ وجيزهء شيخ بهايى ، ص 8 .