محمد قنبرى

575

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

اعلام نكرده است . علاوه بر اين ، من براى چاپ دوم گزيدهء كافى ، مقدمهء جديدى نوشتم و شيوهء كار خود را به صورت مستدل در شش صفحه ارائه كردم و به تمام اين اعتراضات هم پاسخ دادم . اين مقدمه در سال 63 و يا 64 ، در كيهان ، صفحهء انديشه‌ها از آغاز تا انجام به چاپ رسيد . اگر جناب سبحانى مقدمهء چاپ دوم را نديده باشند و روزنامهء آن سال را هم مطالعه نكرده باشند ، بعد از تذكر اين نكته در مصاحبهء كيهان فرهنگى ، لازم بود به آن مقدمه مراجعه نمايند تا پاسخ همهء اعتراضات خود را بيابند ، ولى چنان كه در مصاحبهء خود گفته‌ام : « متأسفانه دانشمندان ما به مقدمهء كتاب‌ها نظر نمىافكنند تا كارنامهء مؤلف را از قلم خودش به دست آورند » . در اين‌جا براى اطلاع خوانندگان تذكر مىدهم كه من در مقدمهء چاپ دوم ، تفاوت مسلك قدما را با مسلك متأخرين روشن كرده‌ام و سپس به صراحت اعلام كرده‌ام كه « نگارنده اين سطور ، بعد از سى سال مطالعهء مداوم و بعد از تجربيات فراوان در شناخت علل حديث ، به انتخاب صحاح شيعه پرداخت و با پيروى از سيرهء پيشينيان - يعنى با توجه به شرايط صحت در متن و سند - صحاح كتب اربعه را به تشخيص خويش مشخص نمود » . بنابر اين مؤلف صحيح الكافى ، شيوهء كار خود را به زبان فارسى و عربى تذكر داده و مسائل بنيادى آن را در كتاب معرفة الحديث خود مدلل كرده است و چون شيوهء قدما را نافذتر و بهتر مىداند ، متن و سند را در كنار هم وارسى كرده و صحيح اعلايى را استخراج نموده و به جويندگان حقيقت تقديم كرده است . اگر مؤلف صحيح الكافى مطابق خواستهء ديگران و به پيشنهاد آقاى سبحانى ، تنها به وارسى سند اكتفا مىنمود ، قهراً كار او ناقص مىماند و نمىتوانستد دستاورد خود را همانند زر ناب و عسل خالص در اختيار عموم بگذارد ، و يا به دوست و دشمن عرضه نمايد و يا ترجمهء آن را تقديم شيعيان فارسى زبان نمايد . حديثى كه تنها سند آن صحيح باشد ولى متن آن مخدوش باشد ، حجت نخواهد بود تا به عموم مردم عرضه شود . چه بسيار است احاديث شيعه كه از حيث سند صحيح است ، ولى متن آن با قرآن و سنت مخالف است