محمد قنبرى
576
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
و يا بر اساس تقيه و استتار از دشمن صادر شده است در نتيجه به اتفاق همهء دانشمندان شيعه مردود و وازده اعلام مىشود . جناب آقاى سبحانى خواستهاند تا با مطلب خود اصطلاحات متأخرين و متقدمين را توضيح دهند و در آنجا نوشتهاند : « مقصود از نگارش صحيح الكافى اين است است كه اعلام شود در ميان احاديث كافى كه داراى بيش از 16000 حديث مىباشد ، فقط احاديث صحيح آن مورد قبول و پذيرش است و بايد اقسام سهگانهء ديگر ( حديث موثق ، حديث حسن ، حديث ضعيف ) را به دور ريخت و به دست فراموشى سپرد » . « 1 » اگر جناب سبحانى به مسلك قدما توجه مىكردند مىدانستند كه قدماى اصحاب ، فقط حديث ضعيف را رد مىكنند و ساير اقسام را تماماً به نام صحيح معرفى نموده و از اعتبار لازم برخوردار مىشناسند ، چون مؤلف صحيح الكافى شيوهء قدما را مورد عمل قرار داده است ، لذا حديث موثق و حديث قوى را در سلك صحاح معتبر درج نموده و تنها از حديث ضعيف آن اجتناب كرده است . حديث ضعيف را نه قدما حجت مىدانند و نه متأخرين ، « 2 » مؤلف صحيح الكافى كه هفتاد درصد ايجاد تفرقه و تناقض از ناحيهء راويان ضعيف و اشخاص بى نام و نشان مىبيند ، بيشتر از ديگران ضرورت حذف اين احاديث را احساس مىكند . متأسفانه احاديث ضعيف كافى ، 60 درصد كافى را تشكيل مىدهد و مطابق برآورد شهيد ثانى به 9485 حديث بالغ مىشود . 15 درصد مابقى هم محتواى نامطلوبى دارد در نتيجه ، 75 درصد كافى حذف شده است . جناب آقاى سبحانى همين اعتراض گذشته را با يك بيان ديگر و تحت يك عنوان ديگر در دو نوبت تكرار كردهاند . يك جا مىنويسند : « . . . اگر مقياس ايشان در تشخيص صحيح از غيرصحيح ، انظار فقهاى عظام بود ، بايد احاديث زيادى را كه در مرآت العقول و يا منتقى الجمان صحيح دانسته شده است ، از كافى حذف نگردد » « 3 » و
--> ( 1 ) . كيهان فرهنگى ، ص 34 ، ستون 3 . ( 2 ) . ر . ك : معجم رجال الحديث ، ج 1 ، ص 34 . ( 3 ) . كيهان فرهنگى ، ص 35 ، ستون 3 .