محمد قنبرى
565
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
آيا اين دليل ناشناخته ماندن كلينى است ، يا دليل شهرت ايشان در عصر حيات و زندگانى عاريت . 2 . آقاى بهبودى معتقدند كه كلينى رحمه الله به مقبوليت يافتن كتاب خويش اميدوار و مطمئن نبوده و آن را با ترس از برخورد با اعتراض مردم تأليف كرده و به همين جهت نيز آن را در مراكز علمى شيعى مطرح نساخته بلكه به محيط سنى برده و در آنجا به روايت آن پرداخته است . ايشان گفتهاند : « جامع مذهبى شيعه يعنى كافى را عوض آن كه در قم - مهد تشيع - عرضه كند ، در مركز اهل سنت عرضه كرد ، و لذا چند تن معدود قدر او را شناختند ، و محضر او را مغتنم شمرده و به استماع كتاب او پرداختند . شايد هم بدين علت بود كه ( استماعكنندگان ) نوجوان بودند و زبانشان كوتاه » ! و نيز : « خودش خوب مىدانست كه با اعتراض مردم روبهرو مىشود لذا كتاب خود را كه طى بيست سال زحمت در قم تأليف كرده بود زير بغل گرفت ، و عازم ديار غربت شد . » و نيز : « همين كتابى كه امروز همگان تقديس مىكنند ، خود كلينى از ترس معاصرين خود شهر به شهر و ديار به ديار سفر كرد ، و كتاب خود را وسط اهل سنت به چند تن معدود از نوباوگان علم حديث عرضه نمود ، باشد كه بعدها قدرش را بدانند . » در اين بخشها نيز نكات مورد تأملى وجود دارد كه در زير بدان اشاره خواهيم كرد : اولًا : اگر كسى مقدمهء كتاب كافى را مطالعه كرده باشد مىداند كه اين كتاب به خواهش مردى دانشطلب و حقيقتجو از ديارى دور دست تأليف يافته است . رئيس المحدثين كلينى رضوان اللَّه عليه مىنويسد : أما بعد فقد فهمت يا أخى ما شكوت من اصطلاح أهل دهرنا على الجهالة . . . و ذكرت أنّ اموراً قد اشكلت عليك لاتعرف حقائقها لاختلاف الرواية فيها . . . و أنك لا تجد بحضرتك من تذاكره و تفاوضه ممّن تثق بعلمه فيها و قلت إنك تحب أن يكون عندك كتاب « كاف » يجمع فيه من جيمع فنون علم الدين ، ما يكتفى به المتعلم و يرجع اليه المسترشد ، و يأخذ منه من يريد علم