محمد قنبرى
54
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
پررويى است كسانى كه كتابهايشان پُر است از اين نوع اخبار ، لبه تيز حمله را متوجه شيعه كنند و تنها به خاطر بودن بعضى از اخبار تحريف در كتابهاى آنها و اعتقاد جمع قليلى از اخبارىهايشان ، همه شيعيان را متهم به تحريف كنند در صورتى كه در ميان بزرگان آنها و كتابهايشان چنانكه اشاره شد ، افراد و كتابهاى بيشترى متهم به اين اعتقاد نادرست و مشتمل به اينگونه اخبار ، مىباشند ! گرچه دانشمندان اهل سنت ، به شدت با تحريف قرآن مخالفند و همه رواياتى را كه در متون اسلامى در اين رابطه نقل شده يا از لحاظ دلالت و يا از لحاظ سند مخدوش مىدانند ولى هرگز چنين كارى را براى شيعيان جايز نمىشمارند و تنها به خاطر احاديثى كه اخبارىها به خصوص مرحوم نورى در فصل الخطاب آورده و آنها نيز چنانكه بعداً توضيح خواهيم داد ، سرنوشتى مشابه اخبار عامه دارند ، تمام شيعه را متهم به اين عقيده سخيف كرده به آنها مىتازند ! ! « 1 » تحريف در روايات شيعه در كتب شيعه نيز ، احاديثى وجود دارد كه يا به طور عام و يا به گونهاى خاص ، بر تحريف قرآن ، دلالت دارند كه بعضى از محدثين ، بدون توجه به همه جهات ، آنها را دليل بر تحريف قرار داده چه بسا كتابهايى در اين باره مانند فصل الخطاب نوشته مستمسكى به دست دشمنان اسلام دادهاند ، در صورتى كه اگر كمى توجه مىكردند ، مىفهميدند كه اين كار ، صرف نظر از اينكه از لحاظ « مَبنى » و « بناء » درست نيست ، تيشه به ريشه اسلام و تشيع زدن است ، از اين رو لازم است جهت يك بررسى كلى پيرامون اين مطلب ، به نكات زير توجه شود : 1 . چه اخبارى كه از طريق عامه و چه احاديثى كه از طريق خاصه در مورد تحريف قرآن نقل شده ، اكثر آنها ضعاف و غيرقابل اعتمادند : يا از كتابهايى نقل شده كه
--> ( 1 ) . براى آگاهى از نمونههاى تحريف در كتب اهل سنت و توجيه آنها مراجعه شود به كتابهاى : التحقيق في نفى التحريف ؛ اكذوبة التحريف بين الشيعة والسنة ؛ صيانة القرآن من التحريف ؛ تفسير الميزان ، ج 12 ؛ افسانه تحريف قرآن ؛ تفسير آلاء الرحمان و . . . .