محمد قنبرى
55
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
نويسندگان آنها مجهول ، ساختگى ، و مطرودند و يا راويانى آنها را نقل كردهاند كه كذّاب ، ناشناخته ، فاسق ، غالى و متهماند تا جايى كه از 1122 حديث كتاب « فصل الخطاب » 815 حديث آن به اين سرنوشت گرفتارند و تنها 320 حديث آن را شخصى به نام « احمد بن محمد سيارى » كه آدمى فاسد العقيده ، غالى و دروغگو بوده نقل كرده است . « 1 » 2 . اخبارى كه دلالت بر تحريف قرآن دارند ، اخبار آحادند و با اخبار آحاد نمىشود اثبات قرآن كرد كه قطعى الصدور است و ثبوت آن نياز به تواتر دارد و قرآن موجود به اينگونه ثابت شده است . 3 . بسيارى از اين اخبار ، يا اصلًا مربوط به تحريف نيستند و يا اگر دلالتى دارند مربوط به تحريف اصطلاحى يعنى كم و زياد شدن قرآن نمىباشند بلكه مربوط به تفسير و بيان مقصود و شأن نزول و جهاتى مىباشند كه قبلًا توضيح داديم . 4 . بيش از صد حديث از آنها كه در مورد تحريف نقل شده مربوط به اختلاف قرائات است كه برادران اهل سنت ما نيز دربارهء آنها حساسيت ندارند و اكثر آن روايات را مرحوم طبرسى از بزرگان اهل سنت از قبيل : كسائى ، ابن مسعود ، جحدرى ، ابى عبدالرحمن السلمى ، ضحاك ، قتاده ، ابن عمرو ، ابن حجاز ، مجاهد ، عكرمه ، عائشه ، ابن زبير ، حمزه ، ابى يعمر ، ابن نهيك ، سعيد بن جبير ، شعبى ، عمرو بن قائد و . . . نقل كرده است . « 2 » گر چه ما معتقديم ، هر قرائتى كه خلاف قرائت قرآن موجود باشد ، معتبر نخواهد بود و خود ائمه معصومين عليهم السلام به مردم دستور دادهاند كه قرآن را طبق قرائت مشهور و متواتر ، قرائت نمايند : « اقرئوا كما يقرء الناس » ، « اقرئوا كما علمتم » . « 3 » 5 . هرگاه ما بقى آن روايات ، به گونهاى دلالت بر تحريف داشته باشند كه به هيچ
--> ( 1 ) . رجال ابن داود ، قسم دوم ، ص 422 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 2 ، ص 282 - 284 ؛ صيانة القرآن من التحريف ، ص 197 ؛ اكذوبة تحريف القرآن ، ص 71 . ( 2 ) . اكذوبة تحريف القرآن ، ص 71 . ( 3 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 619 .