محمد قنبرى

508

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

در تفسير آيات نظرى ندارند - مىتوان پى برد كه در تفسير اين آيه ، روايتى ، آن هم از احاديث اهل بيت عصمت عليهم السلام وارد شده بوده و لابد جمع‌كنندگان روايات و نويسندگان مجموعه‌هاى حديثى و تفسيرى از آن غافل مانده و بدين سبب در اين كتب ديده نمىشود ؟ ذيل عبارت منقوله از مجمع البيان هم هيچ ربطى به بحث ما ندارد . 7 . از تمام اشكالات وارده بر آقاى بهبودى مهم‌تر اين است كه ايشان روايات صحيح السند زيادى را - كه تعداد آنها به تصريح خودشان 2208 حديث مىباشد - به بهانه ضعف محتوايى و مخالفت با معيار علم و عقل رد مىكند ، نگارنده با ذكر يك روايت صحيح السند از بصائر الدرجات ، خطرات اين روش را گوشزد كرد . ترجمه قسمتى از اين روايت چنين است از امام باقر عليه السلام به سند بسيار صحيح روايت شده كه فرمود : . . . « از اصحاب من ، نزد من آن كس بدحال‌تر و بيشتر مورد نفرت من است كه هنگامى كه حديثى را كه به ما نسبت داده شده و از ما روايت شده را مىشنود و دل او آن را تحمل نكرده و از آن متنفر مىشود آن را انكار نموده و معتقدين بدان را به كفر متهم مىسازد . او نمىداند شايد اين حديث از نزد ما ، خارج گشته و به ما پيوند خورده باشد ، پس او به وسيله اين « انكار » از دين ما ( يا از ولايت ما ) خارج مىشود » . « 1 » آقاى بهبودى در جواب مىگويد « احاديث بصائر الدرجات حجت نيست و مضمون حديث فوق به وسيلهء همهء دانشمندان نقض شده است و شرح آن را در همين

--> ( 1 ) . آخرين باب بصائر الدرجات ، صفار محمد بن حسن بن فروخ ، چاپ كتاب تبريز ، 1381 ق ، ص 537 ؛ مختصر بصائر الدرجات ، حسن بن سليمان حلى ، چاپ اول ، مطبعهء حيدريه ، نجف 1370 ق ، ص 98 ؛ بحار ، ج 25 ، ص 1365 . تذكر : كتابى كه به نام مختصر بصائر الدرجات تأليف حسن بن سليمان حلى به طبع رسيده ، كتابى است در موضوع رجعت ، نام آن بر ما روشن نيست در اين كتاب از مختصر بصائر الدرجات تأليف سعد بن عبداللَّه اشعرى رواياتى را نقل نموده است . تفضيل كلام را به فرصت مناسب وا مىگذاريم . ( عجالتاً رجوع كنيد به : رياض العلماء و حياض الفضلاء ، عبداللَّه افندى اصفهانى ، چاپخانهء خيام ، قم ، 1401 ق ، ج 1 ، ص 193 - 195 ، ذريعه ، ج 20 ، ص 182 ) .