محمد قنبرى
498
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
مىكند خود در مقدمهء كتابش مىگويد : « من براى هر كس يك طريق نقل مىكنم تا در اثر زياد شدن طريق ، از عرض تأليف كتاب خارج نشود . » « 1 » عدم روايت ابن وليد هم بدين معنا نيست كه هيچ قسمت كتاب قابل اعتماد نيست ، بلكه چه بسا چون برخى از روايات آن به عقيدهء وى ناصحيح بوده از روايت اين كتاب خوددارى كرد . ممكن است كسى بگويد كه اگر چنين بوده ، پس چرا ابن وليد ، مانند كتاب نوادرالحكمة با اين كتاب رفتار نكرد ، بدينگونه كه عدهاى از روايات را استناد ، و باقى را روايت بنمايد ؟ در جواب بايد گفت كه : مقايسهء نوادر الحكمة با بصائر الدرجات نادرست و به اصطلاح قياس مع الفارق است زيرا نوادر الحكمة از كتب مرجع و مورد اهتمام شيعه ، قبل از تأليف كافى بوده « 2 » و علما بحثهاى خود را بر روى آن متمركز كرده بودند . بنابراين طبيعى بود كه اگر ابن وليد ، برخى از روايات آن را صحيح نمىدانست آنها را استثناء و باقى را روايت كند به خلاف بصائر الدرجات كه از اين موقعيت برخوردار نبوده است . ثانياً : سعد بن عبداللَّه اشعرى كتابى به نام منتخبات داشته است . « 3 » اما بر خلاف گفتهء آقاى بهبودى هيچ دليلى بر اينكه اين كتاب منتخب و گلچين از بصائر الدرجات باشد در دست نيست . ثالثاً : آقاى بهبودى مدعى است كه كتاب بصائر الدرجات موجود ، نسخهء منتخبات سعد بن عبداللَّه اشعرى است نه بصائر الدرجات صفار ، و در كتاب معرفة الحديث دليل اين مطلب را چنين ذكر مىكند كه : راوى نسخهء موجود حمزة بن القاسم بن العباس است و اين شخص راوى منتخبات مىباشد ولى ناتمامى اين استدلال روشن است
--> ( 1 ) . رجال نجاشى ، ص 3 . ( 2 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه ، شيخ صدوق محمد بن على بن بابويه ، مكتبه صدوق ، تهران ، ج 1 ، ص 3 ، مقدمهء كتابرجال نجاشى ، رقم 939 . ( 3 ) . رجال نجاشى ، رقم 467 ؛ فهرست شيخ طوسى ، ص 153 .