محمد قنبرى
476
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
ذيل دنبال مىكنيم : الف ) ( شيخ كلينى ) از ميان سيصد هزار حديث فقط شانزده هزار حديث را انتخاب كرد . در چه منبعى آمده است كه سيصد هزار حديث در اختيار شيخ كلينى بوده است ؟ ب ) و نام آن را كافى نهاد . يعنى ما به ساير احاديث نيازى نداريم . صرفنظر از اينكه از مقدمهء كافى برمىآيد كه ايشان تمامى احاديثى كه در باب حجت ، قابل عرضه مىدانسته را ذكر نكردهاند بايد گفت كه مجرد اسم كافى ، چه دلالتى بر اين معنى دارد ، اگر ابوالصلاح حلبى نام كتاب فقهى خود را كافى نهاد براى تفهيم بىنيازى از ساير كتب بوده است و يا اگر امين الاسلام طبرسى از تفسير كشاف زمخشرى خلاصهاى نموده و نام آن را الكافى الشافى نهاده است آيا مىخواسته است به ما بفهماند كه ديگر ما را به كشاف احتياجى نيست ؟ اگر چنين است پس چرا خود دست به تأليف تفسير طولانىترى به نام جوامع الجامع مىزند كه اكثر آن مأخوذ از كشاف است و بعد از تأليف اين تفسير ، نام تفسير مختصر خود را تغيير نمىدهد ، كتابهايى به نام كافى ، كافيه ، كفايه و . . . بسيار است « 1 » ولى هيچ يك از اين نامگذارىها به خاطر اعلام بىنيازى از ساير كتب نمىباشد . در نامگذارى به كوچكترين مناسب مىتوان بسنده كرد مثلًا اگر يك كتاب در تبيين كليات فقه ، كافى باشد مىتوان اين نام را بر آن نهاد . ج ) ولى ( ثقة الاسلام كلينى ) خودش خوب مىدانست كه با اعتراض مردم روبهرو مىشود . د ) كتاب كافى را در قم تأليف كرده بود . ه ) از ترس اعتراض مردم ، زادگاه خويش را پشت سر گذاشته ، به كوفه رفت . و ) كوفه را هم پشت سر گذاشت و به بغداد رفت . ز ) در بغداد سرى به كرخ بغداد زد ، آنجا را نيز براى عرضهء كافى صالح نديد و از جسر بغداد گذشت . ح ) و در مركز اهل سنت خانهاى اجاره كرد .
--> ( 1 ) . الذريعة ، ج 17 ، ص 244 به بعد ، ج 18 ، ص 86 به بعد .