محمد قنبرى
475
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
نمىتوانند گلچين آن را كه با معيار علمى و فنى پيراستهام تقديس نكنند » . انتشار قسمتى از احاديث كافى در كتابى تحت عنوان صحيح الكافى دو معنى در بر دارد ، معناى اول : معناى اثباتى يعنى تمام احاديثى كه در صحيح الكافى آمده است صحيح مىباشد معناى دوم : مفهوم نفيى ، بدين صورت كه احاديث ديگرى كه در اصل كتاب كافى وجود دارد و در صحيح الكافى درج نشده است ، از عنوان صحت عاريند . روشن است كه اعتراض معترضين به جنبه نفيى قضيه است يعنى چرا ديگر احاديث را از دايرهء اعتبار خارج نمودهاند نه به جنبهء اثباتى قضيه ، ولى در مصاحبه به اين نكته واضح توجه نشده است و از جانب ديگر از توضيحاتى كه در مورد كتاب معرفة الحديث داده شده است به نحو اجمال به دست آمد كه در كتاب صحيح الكافى هم كه بر مبناى اين كتاب تأليف شده ، معيار علمى و فنى رعايت نگشته است . 7 . ايشان در جهت بيان اينكه نبايد به خاطر نام كلينى از نقد حديث خوددارى كرد مىگويند : « مگر آيت اللَّه خوئى در مقدمه كتاب معجم رجال الحديث به دشمنى با كلينى برخاسته است كه برخى احاديث اين كتاب را جعلى مىداند و دو سوم احاديث كافى را نامعتبر مىشناسد . آيت اللَّه خوئى قدس سره صادر نشدن بعضى از احاديث كافى از معصوم را تأييد مىكنند ولى حكم به جعلى بودن آنها نمىكنند ، « 1 » بين جعلى بودن روايت و عدم صدور آن تفاوت است چرا كه در جايى كه به اشتباه روايتى به معصوم نسبت داده شده باشد كلمه جعل به كار برده نمىشود . صرفنظر از اين نكته ، ما هر چند در مقدمه معجم رجال الحديث - كه حدود صد صفحه مىباشد - جستوجو كرديم تا شايد در جايى از آن ببينيم كه دو سوم احاديث كافى نامعتبر است و يا ردپايى از اين سخن در لابهلاى آن بيابيم راه به جايى برده نشد . 8 . در مورد شيخ كلينى و كتاب او كافى سخنانى مطرح شده است كه سند و مدرك آنها بر ما پوشيده است و بعضى از آنها مسلماً باطل است ، اين سخنان را به ترتيب در
--> ( 1 ) . ر . ك : معجم رجال الحديث ، ج 1 ، ص 36 .