محمد قنبرى
456
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
از صحيح و غيره به شرح آنها پرداخته است و كوچكترين حذفى و طرحى در احاديث انجام نداده است . در حالى كه مؤلف كتاب صحيح الكافى سه بخش از احاديث را كه اكثر آنها مورد قبول و پذيرش و استناد فقها در چهارده قرن بوده ، حذف نموده و تنها قسمت كمى از احاديث را گرد آورده است . نام اين كار را چه مىتوان نهاد ؟ مىتوان نام آن را خدمت به جهان حديث ناميد و يا مىتوان از كار نويسندهاى تقدير كرد كه قسمت مهمى از احاديث شيعه را - كه راوى و يا راويان آن موفق ، ممدوح و ستوده بودهاند - حذف كرده است . از اين بيان روشن مىگردد كه اعتراض به كتاب ياد شده آن نيست كه مؤلف پنداشته و به پاسخگويى آن پرداخته است مانند : « وقتى مردم بدانند همه احاديث كافى « صحيح » نيست ، وقتى گويندهء مذهبى حديثى را نقل كرد از او سؤال مىكنند كه آيا اين حديث « صحيح » است ؟ » و يا مانند « اولين كسانى كه زبان به اعتراض گشودهاند ، كسانى بودند كه اصول كافى را - توجه بفرماييد اصول كافى و نه خود كافى و نه كتاب ديگر - ترجمه كرده با سى و هفت هزار حديث و طى چهار جلد به مردم عرضه مىكردند . بعد از آن كه صحيح الكافى به طبع رسيد و معلوم شد از آن سى و هفت هزار فقط پانصد حديث در كتاب صحيح الكافى درج شده است موقعيت خود را در خطر ديدند . . . » . اصولًا يادآورى مىشود هيچ كدام از اينها بر فرض وجود چنين اعتراضها ، اعتراض واقعى نبوده ، بلكه اعتراض واقعى همان است كه بخشى از آن را يادآور شديم و بخش ديگر هم اكنون از نظر شريف خوانندگان مىگذرد . در اينجا يك سؤال باقى است و آن اين كه مجموع احاديث كافى شانزده هزار و اندى است ، چگونه تنها خود اصول كافى كه يك چهارم كافى است مىتواند سى و هفت هزار حديث داشته باشد . مقصود ايشان از سى و هفت هزار حديث چيست ؟ يادآورى مىشود احدى از فقهاى بزرگ شيعه و محدثان عالىقدر بر نقد احاديث و جداسازى آنها ايرادى و اشكالى نكرده و اصولًا تأسيس علم درايه و رجال براى