محمد قنبرى

455

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

كار به تدوين كتاب مستقلى نياز ندارد بلكه با اشاره به شماره‌هاى احاديث صحيح در هر بابى اين هدف انجام مىگيرد ، و خوشبختانه كافى كلينى به صورتى مطلوب و دلپذير با ذكر شمارهء احاديث ، چاپ و منتشر شده است و نويسنده مىتوانست به وسيلهء چند برگ كاغذ به عنوان « ملحقات كافى » اين كار را انجام دهد . شكى نيست كه وى چنين هدفى را با توجه به متن مصاحبه نداشته است و الا اين كار را به شيوهء ياد شده انجام مىداد ، بلكه به دنبال هدف ديگرى است كه هم اكنون بيان مىشود . مقصود از نگارش كتاب اين است كه اعلام شود در ميان احاديث كافى كه داراى بيش از شانزده هزار حديث مىباشد فقط احاديث صحيح مورد قبول و پذيرش است و بايد اقسام سه گانهء ديگر را به دور ريخت و به دست فراموشى سپرد ، چنين هدفى هر چند با نگارش كتاب ياد شده انجام گرفته است اما اصل هدف ، جز خطا و اشتباه چيز ديگرى نيست . زيرا همان‌طور كه يادآورى شد در ميان قدما ، حديث « موثوق الصدور » مورد عمل بوده و در ميان متأخران اقسام سه‌گانهء حديث ، حتى حديث ضعيف در صورتى كه قرائن ، صدور آن را از معصوم تأييد كند ، مورد پذيرش مىباشد . در اين صورت نگارش چنين كتابى ، چه دردى از دردها را مىتواند درمان نمايد زيرا مستنبط مجتهد ، يا هر مراجعه‌كننده به كتاب كافى ، سرانجام از اصل كتاب بىنياز نخواهد بود و بايد آن را در كنار صحيح الكافى به همراه داشته باشد و در نتيجه اين كتاب فاقد كارآيى بوده و اثر مطلوبى بر آن مترتب نخواهد شد . 4 . تفاوت كار علامه مجلسى با كار نويسنده شگفت اينجا است كه نويسنده كار خود را به كار مرحوم علامه مجلسى و امثال او عطف كرده و هر دو را به يك صورت معرفى نموده است ، در حالى كه بين دو كار تفاوت ماهوى وجود دارد ، كار مرحوم علامه مجلسى كاملًا منطقى و مفيد است ولى اين عمل نويسنده فاقد هنر و اثر مىباشد ، علامه مجلسى در شرح شريف خود بر كتاب كافى ، به نام مرآة العقول ، مجموعه احاديث كافى را آورده و با تعيين نوع حديث