محمد قنبرى
440
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
آن سى و هفت هزار ، فقط پانصد حديث در كتاب صحيح الكافى درج شده است ، موقعيت خود را در خطر ديدند و با خود گفتند : اگر كسى سؤال كند و بگويد : « كار شما درست است يا كار فلانى كه تمام چهار جلد اصول كافى را در يك جلد عرضه مىكند ؟ » چه جوابى بايد بدهند لذا پيش از آن كه چنين سؤالى مطرح شود نام صحيح الكافى را مورد اعتراض و انتقاد قرار داده و ناشر جلد او را مجبور كردند كه آن را با نام گزيدهء كافى منتشر نمايد ، با آن كه نام « ترجمهء صحيح كافى » در تمام صفحات آن به چشم مىخورد . كيهان فرهنگى : شنيدهايم كه ناقدان مىگويند با انتشار كتابى به نام صحيح الكافى به قداست كلينى خلل وارد مىشود ، لذا مانع انتشار اين نام مىشوند . استاد بهبودى : مگر شهيد ثانى قداست كلينى را منكر بود كه گفت و نوشت : در كتاب كافى قريب ده هزار حديث ضعيف موجود است ؟ مگر آيت اللَّه بروجردى قداست كلينى را منكر بود كه منتقى الجمان صاحب معالم را با تشريفات كامل طبع و نشر نمود . مگر آيت اللَّه خوئى ، در مقدمهء كتاب معجم رجال الحديث به دشمنى با كلينى برخاسته است كه برخى احاديث اين كتاب را جعلى مىداند و دو سوم احاديث كافى را نامعتبر مىشناسد ؟ كدام دانشمند شيعى را ديدهايد كه به خاطر نام كلينى از نقد احاديث كافى منصرف شود ؟ نقد حديث تكليف دينى است و تمام فقهاى شيعه كلينى را تقديس مىكنند . با اين حال همه در كتابهاى فقهى خود بيشتر احاديث كافى را به ضعف و جهالت منسوب مىنمايند . پس علت اصلى آن نيست كه اظهار مىكنند ، علت آن است كه منفىبافند و هر كه چنين باشد كار مثبت را نقد مىكند . رحمت خدا بر كلينى باد ، از ميان سيصد هزار حديث فقط شانزده هزار حديث را انتخاب كرد و نام آن را كافى نهاد يعنى ما به ساير احاديث نيازى نداريم ، ولى خودش خوب مىدانست كه با اعتراض مردم روبهرو مىشود ، لذا كتاب خود را كه طى بيست سال زحمت در قم تأليف كرده بود ، زير بغل گرفت و عازم ديار غربت شد ، زادگاه خود را پشت سر گذاشت ، حوزهء درس و بحث قم را كه در آنجا باليده و به كسب