محمد قنبرى
441
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
فيض كامل پرداخته بود ، پشت سر گذاشت . رفت به كوفه . كوفه را هم - كه مهد تشيع و مركز علماى شيعه و منبع احاديث اهل بيت عليهم السلام بود - پشت سر گذاشت و به بغداد رفت . در بغداد سرى به كرخ بغداد زد كه مهد تشيع و مركز تحقيق و تتبع بود ، آنجا را نيز براى عرضهء كتاب كافى صالح نديد . از جسر بغداد گذشت و در مركز اهل سنت خانهاى اجاره كرد و به مسجد محل رفت و جزوههاى كافى را روى زمين چيد . فرصت به قدر كافى باقى نبود . فقط دو سال از عمر شريفش بر جا بود كه جامع مذهبى شيعه را عوض آن كه در قم - مهد تشيع - عرضه كند ، در مركز اهل سنت عرضه كرد و لذا فقط چند تن معدود قدر او را شناختند و محضر او را مغتنم شمرده به استماع كتاب او پرداختند . شايد هم بدين علت بود كه نوجوان بودند و زبانشان كوتاه . در هر حال ديگران او را نديدند و نشناختند و با كتاب او فقط سالها پس از مرگش آشنا شدند . شما به شرح حال كلينى دقت كنيد ، هيچ كس كلينى را با نام و وصف و شرح زندگانى معرفى نمىكند . همه مىگويند كلينى صاحب كتاب كافى ، و بعد در سايهء كتاب كافى كلينى را مىستايند . معلوم مىشود كلينى در زندگى و حشر با مردم به شهرت نرسيده است بلكه با نوشتن اين كتاب به شهرت رسيده است . همين كتابى كه امروز همگان تقديس مىكنند ، خود كلينى از ترس معاصرين خود شهر به شهر و ديار به ديار سفر كرد و كتاب خود را در وسط اهل سنت به چندتن معدود از نوباوگان علم حديث عرضه نمود ، باشد كه بعدها قدرش را بدانند و كتاب او را از دست نوجوانان آن روز كه مشايخ قرن بعد خواهند بود ، با تقديس و مكرمت دريافت كنند . بنابراين من از معاصرين خود انتظارى ندارم . من كتاب خود را در مهد تشيع عرضه كردم ، در عاصمهء تشيع . من كتاب خود را پنهانى عرضه نكردم ، البته خدا چنين مىخواست . حجت الاسلام برقعى مدير دفتر نشر فرهنگ اسلامى بهتر از ديگران اطلاع دارد . مرحوم