محمد قنبرى
376
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
طهارت آنها نقصى وارد نشود . « 1 » حضرت امام رحمه الله ، پس از ردّ اشكال علّامه مجلسى رحمه الله كه معتقد است پذيرش عالم عقلى و مجرّد ، مستلزم نفى حدوث عالم است ، چنين آورده : بالجمله ، ثبوت عقل مجرّد ، بلكه عوالم عقليه ، موافق احاديث اهل بيت عصمت و اشارات بعضِ آيات شريفه الهيه و ضرورت عقول اولوالالباب و نتيجه رياضات اصحاب معارف است و اين جوهر مجرّد ، عقل عالم كبير است و در لسان بعضى ، از آن به ( آدم اوّل ) تعبير شده و اين ، غير از آدم ابوالبشر است ؛ بلكه روحانيت آدم عليه السلام ، ظهور آن است . « 2 » ايشان براى اثبات عقول مجرّد ، به تمام ادلّهاى كه مىتوان به آنها تمسّك جست ، يعنى دليل عقلى ، دليل نقلى و برهان شهودى استناد كرده است . مقصود از ضرورت عقول اولوالالباب ، همان برهان فلسفى عقلى است كه امام رحمه الله در تحليل آن ، فرمود كه انكار آن ، مستلزم انكار بسيارى از ضروريات است . احاديث اهل بيت و اشارات بعضى آيات ، برهان نقلى را تشكيل مىدهد . قابل توجّه است كه ايشان در استناد به قرآن ، به « اشارات برخى آيات » تعبير كرده است و اين امر ، نشان دهنده نهايت حزم و احتياط ايشان در انتساب مطلبى به قرآن است . نتيجه رياضات اصحاب معارف ، همان برهان شهودى است كه ايشان به آن استدلال كرده است . 2 . چگونگى اتّصاف خداوند به صفات كمالى يكى از مباحث مهم كه در كلام اسلامى و مسيحيتْ مورد توجّه است ، كيفيت اتّصاف خداوند به اوصاف كمالى است . به عنوان مثال ، وقتى مىگوييم خداوند رحيم است ، رئوف است ، مريد است و . . . چگونه خداوند به صفات رحمت ، رأفت ، اراده و . . . متّصف مىگردد ؟ مشكل از آنجا ناشى شده كه نظير اين صفات ، در انسان وجود دارد كه با مشابههاى
--> ( 1 ) . همان جا . ( 2 ) . همان ، ص 23 .