محمد قنبرى

359

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

برود و با خسران تامّ و شقاوت كامل ، از اين دنيا منتقل شويم . « 1 » اخلاق ، قابل تغيير است چنان كه از عبارت مرحوم نراقى ( اختلف الأوائل فى امكان ازالة الأخلاق وعدمه ) « 2 » برمىآيد ، بحث از امكان تغيير صفات و ملكات اخلاقى ، داراى پيشينه كهن است . استدلال مخالفانِ امكان تحوّل اخلاقى ، افزون بر برخى ادلّه نقلى ، اين ادّعاست كه صفات اخلاقى ، طبيعى است ؛ يعنى همگام با مزاج و طبيعت آدمى است و از اين رو ، ازاله آن ، محال است . « 3 » از جمله ادلّه نقلى اين دسته از بزرگان ، اين روايت از پيامبر اكرم است كه در آن آمده : الناس معادن كمعادن الذهب والفضة خيارهم فى الجاهلية خيارهم فى الاسلام . « 4 » مردم به سان معادن طلا و نقره‌اند . نيكانشان در دوران جاهليت ، نيكان در اسلام‌اند . بر اين ادّعا ، پاسخ‌هاى متقنى در كتب اخلاق آمده است ؛ « 5 » چرا كه فلسفه ارسال پيامبران و تشريع شرايع و نظام اخلاقى ، اصلاح جامعه بشرى و تصفيه نفوس و زمينه‌سازى براى بهره‌مندى آنها از سعادت جاودان اخروى عنوان شده است و اگر قرار باشد تربيت اخلاقى ، محال باشد و صفات و ملكات اخلاقى ، ثابت و لايتغيّر باشد ، نتيجهء آن ، لغو بودن نظام تربيتى اخلاقى اديان آسمانى خواهد بود . به علاوه ، نادرستى اين ادّعا با برهان و تجربه نيز ثابت شده است . حضرت امام رحمه الله ، در بحث‌هايى از نگاشته گرانسنگ خود ، بر تحوّل‌پذيرى اخلاق آدمى ، پاى فشرده است و مىنويسد : . . . انسان مىتواند نشئه خود را تبديل كند و مظهريت ابليسيّه را به مظهريت

--> ( 1 ) . همان ، ص 345 . ( 2 ) . جامع السعادات ، ملا مهدى نراقى ، ج 1 ، ص 22 . ( 3 ) . همان ، ص 24 . ( 4 ) . همان جا . ( 5 ) . همان ، ص 24 ؛ همچنين ر . ك : احياء علوم الدين ، ابوحامد الغزالى ، ج 3 ، ص 55 .