محمد قنبرى
360
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
آدميّه مبدّل نمايد ؛ زيرا كه انسان تا در عالم طبيعت كه دار تغيّر و تبدّل و نشئه تصرّم و هيوليت است واقع است ، به واسطه قوّه منفعله كه حق تعالى به او عنايت نموده و راه سعادت و شقاوت را واضح فرموده ، مىتواند نقائص خود را مبدّل به كمالات و رذائل خويش را تبديل به خصائل حميده و سيّئات خود را مبدّل به حسنات نمايد . « 1 » چنان كه مشهود است ، حضرت امام رحمه الله در اين بيان خود ، بر مبانى فلسفى مربوط به جهانْ شناخت ، همچون نظام تحوّل و تبدّل در هستى و هيولا بودن جهان مادّى و گذرا بودن آن ، تكيه كرده است . بدين ترتيب ، ايشان ديدگاه « ذاتى بودن صفات اخلاقى » را چنين به باد انتقاد گرفته است : و اينكه معروف است : « فلان خُلقِ زشت و يا فلان صفت رذيله از ذاتيّات است و قابل تغيير نيست ، اصلى ندارد و حرفى بىاساس و ناشى از قلّت تدبّر است . . . ؛ بلكه با رياضات و مجاهدات ، تمام صفات نفسانيه را مىتوان تبديل [ نمود ] و تغيير داد . حتى جُبن و بخل و حرص و طمع را مىتوان مبدّل به شجاعت و كَرَم و قناعت و عزّت نفس نمود . » « 2 » ايشان در جاى ديگرى نيز جبلّى بودن اخلاق را رد كرده و چنين آورده است : بايد دانست كه انسان ، مادامى كه در اين دنياست ، به واسطه آن كه در تحت تغيّرات و تصرّفات واقع است ، تبديل هر مَلَكه به ملكه [ اى ديگر ] مىتواند بكند و اينكهگويند : « فلان خُلق ، فطرى و جبلّى است و قابل تغيير نيست » ، كلامى است بىاساس و پايه علمى ندارد . « 3 » حضرت امام رحمه الله براى تأييد مدّعاى خود ، از سه دليل عقلى ، شهودى و نقلى ، كمك گرفته است و مىفرمايد : اين مطلب ، علاوه بر آن كه برهانى است در فلسفه و وجدانى نيز هست ، شاهد بزرگش آن است كه در شريعت مطهّره ، تمام اخلاق فاسده ، مورد نهى واقع
--> ( 1 ) . شرح حديث جنود عقل و جهل ، ص 51 . ( 2 ) . همان جا . ( 3 ) . همان ، ص 379 .