محمد قنبرى

358

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

بلكه صراحات كتاب الهى و احاديث شريفه وارده از اهل بيت وحى و تنزيل است ، احتمال نيز دهد ، بايد آرام نگيرد تا نفْس را اصلاح كند . « 1 » امام رحمه الله در جاى ديگر ، انسان‌ها را چنين مخاطب ساخته است : اى انسان بيچاره ! چه حسرتى خواهى داشت آن روزى كه پرده طبيعت از چشم برداشته شود و معاينه كنى كه آنچه در عالمْ قدم زدى و كوشش كردى ، در راه بيچارگى و شقاوت و بدبختى خودت بوده و راه چاره و طريق جبران نيز مسدود شده و دستت از همه جا كوتاه ! . . . اى عزيز ! اكنون تا حجاب‌هاى غليظ طبيعت ، نور فطرت را بكلّى زائل نكرده و كدورت‌هاى معاصى ، صفاى باطنى قلب را بكلّى نبرده . . . دامن همّتى به كمر زن و درى از سعادت به روى خود باز كن . . . . « 2 » از جمله فصل‌هاى كتاب كه حضرت امام رحمه الله بيشتر بدان پرداخته ، فصل « تواضع و كبر » است . ايشان پس از نقل روايتى در باب كبر از اصول كافى كه در آن آمده در جهنّم وادىاى است به نام سَقَر براى متكبّران ، چنين آورده است : عزيزا ! انسان اگر احتمال صدق اين طور احاديث را بدهد ، بايد بيشتر از ما در صدد علاج نفس برآيد . جايى كه چيزى ، خود محلّ عذاب و آتش است ، از شدّت حرارت به ناله در آيد و از نفس آن ، جهنّم محترق شود ، آيا ما با اين عذاب بايد چطور به سر بريم ؟ . . . واى به حال غفلت و سرمستى ما ! امان از اين بىهوشى و خواب سنگين ما ! « 3 » و نيز مىفرمايد : آيا نيامده وقت آن كه درصدد اصلاح نفس برآييم و براى علاج امراض آن ، قدمى برداريم ؟ سرمايه جوانى را به رايگان از دست داديم و با غرور نفس و شيطان ، جوانى را كه بايد با آن سعادت‌هاى دو جهان را تهيّه كنيم ، از كف نهاديم . اكنون نيز درصدد اصلاح برنمىآييم تا سرمايه حيات هم از دست

--> ( 1 ) . شرح حديث جنود عقل و جهل ، ص 285 - 286 . ( 2 ) . همان ، ص 85 . ( 3 ) . همان ، ص 351 .