محمد قنبرى

357

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

احياءالعلوم غزالى و اين نحو تآليف علمى را در تصفيه اخلاق و تهذيب باطن ، تأثيرى بسزا نيست ، اگر نگوييم اصلًا و رأساً نيست و يا از قبيل تاريخ الاخلاق است . . . . « 1 » اهميّت اصلاح نفس هر كس كتاب‌هاى اخلاقى حضرت امام رحمه الله را مرور كند ، به اين حقيقت مىرسد كه ايشان به مثابه طبيبى غمخوار ، نسبت به بيمارى اخلاقى انسان‌ها ، دغدغه خاطر دارد و پى در پى ، تلاش مىكند كه بيمار خود را در ابتدا متوجّه بيمارى خود سازد ؛ آن گاه ميزان خطر و زيان آن بيمارى را گوشزد كند و سپس با ارائه راه علاج ، اصرار ورزد كه او را گريزى از آن نيست ؛ چه در غير اين صورت ، هلاكت ابدى متوجّه او خواهد بود . بارى ! اين صفتِ معلّمان الهى و مربّيان روحانى است كه براى اصلاح دنيا و آخرت خلق ، چنين دغدغه‌اى دارند . خداى متعال دربارهء نخستين طبيب معنوى اسلام ، يعنى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله چنين فرمايد : « لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ » . « 2 » و حضرت امير عليه السلام دربارهء پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد : طبيب دوّار بطبّه قد أحكم مراهمه و أحمى مواسمه . « 3 » طبيبى كه بر سرِ بيماران ، گردان است و مرهم او ، بيمارى را بهترين درمان و [ آنجا كه دارو سودى ندهد ] ، داغ او سوزان . جاى جاى « شرح حديث جنود عقل و جهل » ، لبالب است از نصايح هشدار دهنده و خير خواهانه حضرت امام رحمه الله براى همگان . ايشان مىفرمايد : هان اى عزيز ! اگر انسان اين مطالبى را كه به موازين برهانيّه ، پيش اهلش ثابت و به نور كشف و شهود ، نزد اصحاب معرفتْ مشهود است و مطابق با اشارات ،

--> ( 1 ) . همان ، ص 11 - 12 . ( 2 ) . سورهء توبه ، آيهء 128 . ( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبه 108 .