محمد قنبرى
340
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
الكلام و تبيين المرام من الاستشهاد بكلام بعض المشايخ المشهورين عند الناس ، و إن لم يكن مرضيّا عندهم نظراً إلى ما قال أميرالمؤمنين : لا تنظر إلى من قال و انظر إلى ما قال ؛ « 1 » برادران شيعى بايد عذر مرا بپذيرند كه در لابهلاى شرح و در تحقيق گفتار و مبين ساختن مقصود خود به گفتار برخى از بزرگانى كه نزد مردم شهرهاند - به رغم آن كه شخصيت آنان نزد ايشان مورد رضايت نيست - استشهاد كردهام ، از باب فرمايش حضرت امير عليه السلام كه فرمود : به صاحب سخن نگاه نكنيد ، بنگريد چه مىگويد . بدين ترتيب ، صدرالمتألهين گفتار محىالدين عربى را در اثبات وجود مهدى عليه السلام و صفات و كيفيت ظهور او را نقل كرده و از آن اظهار شگفتى مىنمايد ، « 2 » چنانكه سخن قيصرى را دربارهء بيان امكان رجعت از فصوص نقل كرده است . « 3 » 5 . ابهامزدايى گاهى برخى از روايات در درون خود ، بدون در نظر گرفتن ساير روايات ، دچار نوعى ابهام يا اشكالاند ، و گاه اين اشكال و ابهام در مقايسه آنها با روايات ديگر روى مىنمايد . در هر صورت ، هنر يك حديث شناس صاحب نظر آن است كه به سادگى از كنار اين گونه روايات نگذرد و كوشش نمايد آن ابهامها يا اشكالهاى متصوّر را رفع نمايد . شرح صدر المتألهين از چنين امتيازى برخوردار است . حديثِ « إذا مات المؤمن الفقيه ، ثلم فى الإسلام ثلمة لا يسدّها شىء ؛ هرگاه مؤمن فقيهى از دنيا برود ، رخنهاى در اسلام ايجاد مىشود كه هيچ چيز آن را جبران نمىكند » ، « 4 » از نوع اول است و از درون خود با ابهامى روبهروست ؛ زيرا چه بسا فقيهى كه از دنيا مىرود به جاى او فقيهى همسان يا حتى برتر از او مىنشيند . پس چگونه شكاف حاصل از مرگ يك فقيه پرشدنى نيست ؟
--> ( 1 ) . همان ، ص 174 . ( 2 ) . همان ، ص 559 . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 38 .