محمد قنبرى

335

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

گريه مناطق زمين و فرشتگان و . . . را بر مرگ مؤمن حل كرده است . ايشان در شرح روايت « إذا مات المؤمن ، بكت عليه الملائكة و بقاع الأرض ؛ هنگامى كه مؤمن مىميرد ، فرشتگان و بخش‌هاى زمين بر او مىگريند » « 1 » مىنويسد : فلكل موجود فى عالم الأرض و بقاعها رابطة معنوية و ضوء ذاتى و انجذاب طبيعى إلى ذات العالم ، لما علمت من كون بواطنها و أرواحها متصلة به ؛ إذ كل ما فى هذا العالم له حقيقة روحانية بها يسبّح للَّه‌تعالى و يحمده ؛ « 2 » هر موجودى در زمين و بخش‌هاى آن ، ارتباط معنوى و روشنايى ذاتى و كشش طبيعى با ذات هستى دارند ؛ زيرا چنان كه دانستى ، باطن و روح اين اجزاى هستى با ذات آن متصل است و هر آنچه كه در اين دنياست ، داراى حقيقتى روحانى است كه به كمك آن ، خداى تعالى حمد و تسبيح مىشود . صدرالمتألهين مقصود از اهل ذكر را در آيه شريف « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » ؛ « 3 » اگر نمىدانيد ، از اهل ذكر بپرسيد ، صاحبان مكاشفات مىداند ، كه مىتوانند دانش را از عالم بالا ( لوح محفوظ ) به استقلال ، بسان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله يا به پيروى آن حضرت ، بسان اهل بيت عليهم السلام بر صفحه جانشان جارى سازند . « 4 » ويژگىهاى كتاب ملّاصدرا بر خلاف علّامه مجلسى - كه متن روايت را در بالاى هر صفحه نقل كرده و شرح آن را در پايين صفحه آورده - ، شرح و تفسير احاديث را در متن كتاب ، پس از نقل متن روايات ، جاى داده است . او ، در ابتدا ، سند روايت را به نقل از الكافى ارائه مىكند و پس از ذكر نام هر راوى ، به صورت مزجى ، به بحث‌هاى رجالى دربارهء وثاقت يا ضعف او پرداخته ، آن‌گاه متن روايت را نقل كرده و در پى آن ، روايت را از جهت لغوى و مدلولى شرح داده است . از اين جهت ، شرح ملّاصدرا به شرح ملّاصالح مازندرانى نزديك است .

--> ( 1 ) . الكافى ، ج 3 ، ص 254 . ( 2 ) . شرح اصول الكافى ، ج 2 ، ص 149 . ( 3 ) . سورهء نحل ، آيهء 43 . ( 4 ) . همان ، ص 261 .