محمد قنبرى

336

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

امتيازاتى كه مىتوان براى اين كتاب برشمرد ، به شرح ذيل است : 1 . ارائه بحث‌هاى مبسوط و دقيق رجالى علّامه مجلسى ، با اختيار سبكى ويژه ، پس از نقل روايت تنها به ذكر درجه روايت از نظر مقبوليت و ضعف با عباراتى نظير صحيح ، صحيح كالحسن ، موثّق ، حسنه ، ضعيف و . . . بسنده كرده است . در واقع ، ايشان نتيجه نگرش و بررسى رجالى خود را در قالب اصطلاحات ويژه رجالى و حديثى منعكس مىسازد ، بىآن كه به بررسى رجالى ميدانى تك تك راويان بپردازد ؛ اما صدرالمتألهين بررسىهاى رجالى مبسوطى را دربارهء هر يك از راويان ارائه مىكند . به عنوان مثال ، ايشان بحث نسبتاً مبسوطى را به اثبات وثاقت زرارة بن اعين « 1 » و ابان بن تغلب « 2 » اختصاص داده است . او براى اثبات وثاقت زراره ، گفتار كشّى ، شهيد ثانى در حاشيه رجال الكشى و سيد بن طاووس را ذكر كرده و با اشاره به برخى از قدحهايى كه دربارهء شخصيت زراره رسيده و آن را مصداق آيهء شريف « أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً » « 3 » دانسته است ؛ زيرا ائمه عليهم السلام به خاطر حفظ زرارة از خطرات دستگاه حكومتى با ابراز جملاتى در مذمت او ، جان او را حفظ كرده‌اند . « 4 » نيز به بررسى شخصيت و ميزان وثاقت ابان بن ابى عياش و سليم بن قيس هلالى « 5 » پرداخته است . ملّاصدرا روايات الكافى را با واسطه سندى دو استاد خود ، شيخ بهايى و ميرداماد ، ذكر كرده و شيخ بهايى را تكيه‌گاه خود در علوم نقلى و ميرداماد را پشتوانه اساسى خود در علوم عقلى دانسته است . « 6 » دقت‌هاى رجالى صدرالمتألهين ستودنى است و چنين باريك‌بينى از يك شخصيت فلسفى ، دور از انتظار است .

--> ( 1 ) . همان ، ص 166 - 169 . ( 2 ) . همان ، ص 194 . ( 3 ) . سورهء كهف ، آيهء 79 . ( 4 ) . شرح اصول الكافى ، ج 1 ، ص 167 - 168 . ( 5 ) . همان ، ص 208 . ( 6 ) . همان ، ج 1 ، ص 213 - 214 .