محمد قنبرى

329

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

و اگر چنين تحقيقى براى برخى از ايشان رخ نموده ، بسان صاحب وافى ، آن نيز از تحقيقات صدرالمتألهين در جاهاى ديگر برگرفته شده است ؛ زيرا مرحوم فيض به كتاب‌هاى صدرالمتألهين احاطه داشته و بيش از ديگران ، مطالب او را ضبط كرده است و مجلسى رحمه الله در مرآة العقول و بحارالأنوار بسيارى از مطالب را از ملّاصدرا با عنوان : بعض المحققين و بعض الأفاضل نقل كرده و گاه ، مطلبى را با تغيير الفاظى از كتاب او - بىآن كه به او نسبت دهد - نقل كرده است . . . . « 1 » نگاهى كلى به شرح اصول الكافى آن سان كه از عنوان كتاب و نيز از مقدمه‌اى كه ملّاصدرا در تبيين هدف خود و ضرورت تدوين چنين اثرى نگاشته ، مىتوان دريافت كه مقصود او از نگارش اين كتاب ، شرح روايات اصول الكافى بوده و بس . عبارت ذيل ، نشانگر چنين مقصدى است : ولقد ابتلينا بجماعة يرون التعمق فى الأمور الربانية بدعة ، والتدبر فى الآيات الالهية خدعة ؛ كانّهم الحنابلة من كتب الحديث ؛ « 2 » به گروهى گرفتار شده‌ايم كه معتقدند ژرف‌انديشى در امور خداشناسى بدعت و تفكر در آيات الهى نيرنگ‌بازى است ؛ گويا آنان حنبلىهاى نگاشته‌هاى حديثى هستند . امور ربانى و آيات الهىِ مورد نظر ملّاصدرا - كه حنابله يا قشرىگراها از تعمق در آنها پروا دارند - همان معارف دينى است ، كه در دو حوزه عقايد و اخلاق ارائه شده و مرحوم ثقةالاسلام كلينى با اقدامى كاملًا بجا و شايسته ، روايات مرتبط با آنها را در جلدهاى نخست جامع روايى خود آورده و نام اصول الكافى بر آنها نهاده است . روشن است كه ملّاصدرا در زمينه تحقيقات و مطالعات روايى فقط به اصول و

--> ( 1 ) . شرح ملّاصالح ، حاشيه مرحوم شعرانى ، ج 5 ، ص 169 - 170 . آخرين روايت مورد نظر شعرانى اين روايت است : « نحن ولاة امر اللَّه و خزنة علم اللَّه و عيبة وحى اللَّه » . ( شرح ملّاصدرا ، ج 1 ، ص 192 ) . ( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 168 .