محمد قنبرى
267
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
اختيار داشته باشيم . اين مجموعه نقلها بويژه در مواردى كه مؤلفان توضيحات بيشترى دربارهء منابع خود در اختيار قرار مىدهند ، مىتوانند شناخت ما را از تحول ادبيات حديثى اماميه تا اندازه زيادى بالا ببرند . « 1 » تقريباً تمامى تلاشها پس از تأليف كتب اربعه حديثى و تا پيش از دوره دولت صفوى براى جمعآورى احاديث و روايات اماميه ، محدود به تك نگارىهاى كوچك و بزرگ حديثى بود كه چنان كه پيشتر گفتيم حوزه روايات فقهى را معمولًا پوشش نمىداد . در حقيقت كتب اربعه در سنت فقهى و حديثى اماميه به منابع اساسى احاديث فقهى تبديل شده بودند و در كتب فقهى ، تنها با چند استثنا كمتر پيش مىآمد كه به احاديثى خارج از كتابهاى اربعه استناد شود ؛ گرچه اين امر براى اين مؤلفان به خوبى روشن بود كه احاديث فقهى منحصر به روايات موجود در كتب اربعه نمىشود . اهداف اعلام شده و يا در نظر گرفته شده از سوى مؤلفان كتب اربعه هم بيش از اين نشان نمىدهد كه آنها درصدد گردآورى احاديث مورد نظر خود و متناسب با اهدافشان از تأليف كتابها بودهاند و بنابراين طبيعى است كه آنان دست به يك انتخاب زده بودند . البته كتابهاى فقهى در كنار استناد به كتب حديثى اربعه ، بر كتابهاى فقهى اوليه كه توسط شيخ صدوق ، شيخ مفيد و شيخ طوسى نوشته شده بود ، يعنى كتابهايى كه تنها به نقل فتاوى فقهى و بر اساس متون روايات و بدون ذكر اسناد حديث اكتفا مىكردند « 2 » نيز تكيه داشتند و مىدانيم كه برخى از فقيهان معاصر اماميه « 3 » حتى بر اين باور هستند كه اين متون در سنت فقها همانند متون حديثى قلمداد مىشدند و از اين رو اين متون را « اصول متلقاة » مىخوانند . بهرحال استثناى مهم براى بهرهگيرى از كتابهاى حديثى خارج از چارچوب كتب اربعه ، كتاب مهم فقهى السرائر « 4 » ابن ادريس حلى است . ابن ادريس در باب آخر كتاب فقهى السرائر بخشى را با عنوان مستطرفات به برگزيدههايى از
--> ( 1 ) . در سالهاى اخير كوششهايى براى شناسايى و بازسازى اين منابع صورت پذيرفته است . ( 2 ) . مانند كتابهاى المقنع و الهداية از شيخ صدوق و نيز كتاب المقنعة از شيخ مفيد و كتاب النهاية از شيخ طوسى . ( 3 ) . آية اللَّه حسين بروجردى . ( 4 ) . در بخش المستطرفات كتاب السرائر كه افزون بر اينكه با اصل كتاب به چاپ رسيده ، مستقلًا هم به عنوان يكمتن حديثى منتشر شده است .