محمد قنبرى
233
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
به نظر مىرسد ، حافظان اهل سنت به اضافه بودن قسمت آخر حديث - كه توسط يكى از روات براى نسبت دادن مهدى عليه السلام به محمدبن عبداللَّه بن حسن مثنى يا محمدبن عبداللَّه بن منصور وضع شده است - آگاهى داشتهاند . اختلاف حديث در مورد مدت حكومت مهدى عليه السلام احاديث در اين زمينه از پنج تا چهل سال را بيان كردهاند و برخى اين اختلاف را دليل رد مهدويت دانستهاند . بررسى : هيچ مسلمانى - شيعه و سنى - اصل مهدويت را به دليل عدم توافق احاديث در اين زمينه رد نمىكند ، البته اين احاديث قابل جمع هم مىباشد ، چون تفاوتها از جهت ظهور ، قوت و . . . است . مثلًا چهل سال به اعتبار همه زمان حكومت حضرت ، هفت سال به اعتبار زمان قدرت حكومت و بيست سال حد وسط است . 3 . حديث : ( ولا مهدى الا عيسى بن مريم ) اين حديث را ابن ماجه در سنن روايت كرده است . بررسى : اگر چه با توجه به احاديث فراوان و صحيح ديگر كه علما و محدثان بزرگ نقل كردهاند و بر صحت آنها نظر دادهاند ، چنين حديثى نمىتواند دليلى براى منكران باشد ، اما به هر حال اين حديث نزد اكثر علما مردود است و راويان آن - از جمله محمد بن خالد - تضعيف شده است . احتجاج چهارم : عدم معقوليت احاديث مهدى عليه السلام از ديگر استدلالات مقلدان ابن خلدون ، اين ادعاست كه احاديث مهدى عليه السلام معقول نيست . احمد امين مىگويد : « ابن خلدون در تضعيف اين احاديث تنها به نقد سند نپرداخته ، بلكه متن آنها را نيز مخالف عقل يافته است » . « 1 » فريد وجدى هم در موسوعه خود پانزده حديث در اين زمينه ذكر كرده آنها را غير معقول و اسنادش را ضعيف مىداند .
--> ( 1 ) . تراثنا و موازين النقد ، ص 186 نقلًا عن احمد امين .