محمد قنبرى
226
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
كه احمد امين نيز اذعان كرده است . در ضمن پيدايش شيعه محصول فشارهاى سياسى و بى عدالتى نيست ، بلكه شيعه طبق آيات و روايات وجود حجت الهى را لازم مىداند . فصل دوم : احتجاجات منكرين احاديث مهدى عليه السلام احتجاج اول : تضعيف احاديث مهدى عليه السلام توسط ابن خلدون تضعيف احاديث مهدى عليه السلام توسط ابن خلدون از احتجاجات مهم در اين زمينه است كه ديگران نيز از وى تبعيت كردهاند ، و به رد اين نظريه و گفتههاى ديگر علما درصحت احاديث توجه نكردهاند ، علاوه بر آن چنين تضعيفاتى طبق اعتراف اهل علم درايه ، معتبر نيست و موجب تضعيف روايات آن نمىگردد . براى بررسى بهتر به نقل نظرات ابن خلدون و سپس نقد آن مىپردازيم : وى مىگويد : « در طول اعصار ، در ميان عموم مسلمانان چنين شهرت دارد كه در آخرالزمان مردى از اهل بيت ظهور كرده و عدل را برپا مىكند و مهدى نام دارد . . . و در اين مورد به احاديثى كه بزرگان حديث آوردهاند استناد مىكنند ، اين احاديث را نقل و انكار و طعن علما را بررسى مىكنيم . ولى بايد توجه داشت كه جرح بر تعديل مقدم است . پس اگر در برخى رجال سند طعنى به واسطه غفلت ، ضعف يا سوء حفظ و . . . وارد شد ، به صحت حديث ضربه وارد مىكند . » « 1 » نقد و بررسى سخن ابن خلدون اولًا جمله « در ميان مسلمانان چنين شهرت دارد » خود اعترافى است بر صحت برخى احاديث زيرا « رب مشهور لا اصل له » البته بهتر بود مىگفت : « متواتر و مشهور ميان مسلمانان . . . » تا فرق مشهور در ميان مردم و اهل حديث مشخص گردد . ثانياً انكار علما به اصل اعتقاد به ظهور مهدى عليه السلام نيست ، بلكه در صحت برخى روايات است . ثالثاً صحابه و همچنين علماى حديثى كه وى ذكر كرده در اين مورد بسيار بيشترند . در ضمن در مورد تقدم جرح بر تعديل ميان علما اختلاف است .
--> ( 1 ) . تاريخ ابن خلدون ، ج 1 ، ص 555 - 556 ، الفصل 52 .