محمد قنبرى
209
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
رجال و احوال آنها بوده است . توجه به اين نكات و ژرف بينىهاى شيخ در شناخت راويان نشان مىدهد كه جستجوگران معارف اسلامى با فقدان كتاب رجال كلينى چه مايه از آگاهىهاى سودمند و كارآمد را در شناخت اسناد احاديث از دست دادهاند . در مبحث دوم اين فصل از شيوهء شيخ در عرضهء متن و استوارسازى و توضيح و تبيين آن بحث كرده است . چگونگى عرضه احاديث آميخته به آيات در آغاز اين بحث آمده و آنگاه گزارش دقيق ، توضيحها ، تبيينها و تحليلهاى كلينى است ( اجتهادات شخصى او و يا نقلهايش از محدثان و راويان ) دربارهء متن احاديث ، تعارض نقلها ، چگونگى روايات مخالف اجماع و . . . اين گزارشها به خوبى نشانگر عظمت علمى كلينى و شناخت عظيم و استوار آن بزرگوار است از احاديث . فصل سوم اين باب عهده دار نشان دادن موارد نقل كلينى از راويان است . مؤلف اين بخش را در زير سه عنوان آورده است : 1 . نقل شيخ از غير « عدة » ؛ در ذيل اين عنوان 93 نفر به اجمال معرفى شدهاند كه شيخ مستقيم و غير مستقيم از آنان روايت نقل كرده است . 2 . نقل شيخ از « عده » ؛ در ذيل اين عنوان در دو بخش عدهاى كه افراد آن معلوم است و عدهاى كه افراد آن معلوم نيست موارد نقل را گزارش كرده است . بيفزاييم كه از ويژگىهاى اسناد روايات كافى اين است كه شيخ ، برخى از روايات را با اين عنوان نقل كرده است : « عدة من اصحابنا عن . . . » . برخى از موارد افراد اين عدة معلوم هستند و مواردى نامعلوم ، مؤلف در اين بحث ، هر دو بخش را گزارش كرده است پس از تبيين و تفصيل موارد نقل و تحليل چگونگى آن ، فهرست تفصيلى موارد ، ذيل عناوين ياد شده آورده و روايات نقل شده از آنان را در فروع كافى به دقت نشان داده است . پايان بخش كتاب با عنوان « الخلاصه » گزارش نتايج بحث و تحقيق مؤلف در اين كتاب است و پس از آن فهرست منابع و فهرست تفصيلى موضوعات . خواننده با نگاهى گذرا به كتاب الشيخ الكلينى البغدادى وكتابه الكافى « الفروع » - كه اولين اثر با اين تفصيل و دقت دربارهء كتاب ارجمند و بى مانند الكافى است - در