محمد قنبرى

148

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

و دوم ، تأثير در مرحلهء دوم شرح كه عبارت است از تفسير محتوا . اين مرحله بر پايه رده‌اى از قضايا و ضوابط انجام مىپذيرد . معيار ارزش مرحلهء دوم به ردهء مذكور وابستگى تام دارد ، اگر اندك خللى در آن باشد مرحلهء دوم تفسير نيز دچار خلل مىگردد . گفتارى در شرح نگارنده بر كافى اين شرح موسوم است به : الحاوى فى شرح اسانيد و احاديث الكافى . بدان‌گونه كه از نام شرح برمىآيد ، اين شرح در دو جهت امتداد و فعاليت دارد : نخست ، اسانيد روايات كافى . دوم ، متون اين روايات . نگارنده در نظر دارد به خواست خدا شرح را بر همهء اجزاء كافى گسترش دهد ، باشد كه از اين راه بهره‌اى در ترويج و تعليم آموزه‌هاى ائمه عليهم السلام كه اصول دانش و مبادى هدايت و مفاتيح عرفان و عناصر تمدن حقيقىاند داشته باشد . اينك براى آشنايى با شرح مذكور چندى از مختصات و مبادى و عناصر آن گزارش مىشود : مختصات الحاوى 1 . مبتنى بودن بر نظريه تفسير اكتشافى . اين نظريه گرچه از گذشته مطرح بوده اما با توفيق خدا توانستيم بدان‌گونه آن را بپردازيم كه شايستگى اين را داشته باشد كه به مثابه نظريه‌اى نو منظور گردد . شرح حاوى از جهت اتكاء بر اين نظريه ، يك شرح آلى و ابزارى است ، شرحى كه با منطق زبان و نگهداشت جنبه‌هاى واقعى لغت و منظور داشتن ويژگىهاى هنرى آن ، در پى كشف ماوراء زبان مىباشد ، ماورايى كه بر طبق پيش‌فرض‌هاى ما راهى براى دانستن و شناختنش جز خود زبان نيست . 2 . تكميل شرح از راه مرحلهء دوم آن . پس از اين كه ايضاح متن حديث انجام پذيرفت و به اندازه ميسور محتواى آن آشكار و دانسته شد ، بايد محتوا را به نحو علمى دريافت . دريافت علمى هم جز به غوطه‌ورسازى آن در ژرفاى اصول و