محمد قنبرى
149
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
تعاريف و ضوابط ، ممكن نيست . اين غوطهورسازى همان تفسير در پرتو دستگاه نظريههاست . پس شرح متن محتوا را آشكار و معلوم مىگرداند و تفسير محتوا آن را به گونهاى علمى براى انديشه دريافتنى و مفهوم مىسازد ، بدين جهت شرح تهى از تفسير محتوا براى انديشه ناكافى است . و از همينرو بر آن شدم : شرحى بر كافى بنگارم كه هم به روش تحقيقى در پى كشف معانى متن حديث باشد و هم در بردارندهء تفسير محتوا در صورتها و ضابطهها و قضيهها . 3 . شرح و تحقيق اسانيد . اين مختصه از اركان تحقيق روايات است ، زيرا در پرتو آن اتصال روايات به معصوم عليه السلام به اثبات رسيده و از ارزش درايى و حجيت اصولى برخوردار مىشوند . حديث به عنوان يك متن دينى هنگامى قابل بررسى و مطالعه است كه از جنبهء سند به معصوم عليه السلام اتصال داشته باشد . حديثهاى غير متصل به معصوم عليه السلام تنها بهسان مجموعهاى از محتملهاى دينى شايسته طرحند . شرح سند روايات از گذشته بين شارحان و مؤلفان رواج داشته . صدر المتألهين در شرح خود بر كافى به جنبهاى از آن كه معرفت رجال حديث است بذل توجه كرده . ملاصالح مازندرانى نيز به شناخت رجال روايات در شرحش پرداخته علامه مجلسى در مرآة العقول به بيان جنبه درايى حديث از حيث صحت و ضعف آن هم به طور كوتاه و فهرستى نظر دارد . آنچه در شرح نگارنده بر كافى مورد توجه است ، بى گستردهتر از ديگر شروح است ، زيرا اين شرح ، اولًا تك تك رجال حديث را در پوشش تحقيقى و ارزيابى قرار مىدهد . ثانياً ، در شناخت آنان هم از مدارك رجالى بهره مىگيرد ، هم از احاديث وارده و هم از قرائن غير شخصى در مسلك تجميع .