محمد قنبرى

134

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

احكام شرع است . از اين‌رو مقدماتى را كه در راه تحصيل آنها ترتيب مىدهد ، داراى اعتبار شرعى نيستند . در تبيين عدم مدركيت عقل و تشخيص حدود عدم مدركيت آن ، ديدگاه‌هاى چندى در بين اخباريين وجود دارد كه از آن ميان ديدگاه مولى امين استرآبادى در كتاب فوائد مدنيه است . اين ديدگاه براى عقل محض در متافيزيك و امور بيرون از تجربه ارزش تقريباً همسان با ارزش عقل در نظريهء تجربى قائل است . و براى استدلال بر نفى حكمرانى ماوراء طبيعى آن بسيارى از مبادى نظرى مذكور را به كار مىبرد ، حتى در اين استدلال نوعى مشابهت بين استدلال مولى امين و استدلال كانت هست با اين‌كه هيچ كدام از نظر ديگرى آگاه نبوده . « 1 » مولى امين ، عقل ضرورى و عقل فطرى و قضاياى صورى منطقى و رياضيات را داراى اعتبار مىداند ، اما از عقل غيرعمومى در قضاياى اكتسابى سلب ارزش مىكند . شيخ اعظم در رسائل پس از بحث تجربى امر دوم گفتارى را در اين زمينه از فوائد مدنيه مولى امين نقل مىكند . اين گفتار در كتاب فوائد به عنوان دليل نهم بر تشييد اخباريت اقامه شده و با اين‌كه از نظر ترتيب بحثى در آغاز نيامده ، اما در واقع بايد نخستين دليل صاحب فوائد به حساب آيد ، زيرا اين دليل مبناى عقلى و آغازين اخباريت را تقرير مىكند . مولى امين با اين استدلال هم فلسفه را نفى مىكند و هم اجتهاد اصولى را و در عين اذعان به استدلال مذكور ، نظريه حسى را باطل و عقل را در اثبات اصول اعتقاد حجت و داراى ارزش مىداند . اما با اين وصف در دستگاه استدلال‌هاى وى نوعى تعارض وجود دارد كه سرانجام آن را فلج كرده و از كار مىاندازد . 2 . مشروط بودن استنباط احكام فقهى از قرآن به ورود تفسير آيات احكام ، از سوى ائمه عليهم السلام .

--> ( 1 ) . مولى امين استرآبادى ، پيش از رواج رسمى نظريهء حسى و هم پيش از كانت مىزيسته ، علاوه بر اين مولى امين‌يك فقيه و محدث متصلب در الهيات دينى است و متافيزيك را به كمك عقل عام و بر پايهء آموزه‌هاى معصومين عليهم السلام اساسىترين بخش علم مىداند . از اين‌رو ديدگاه وى از ديدگاه كانت و صاحبان نظريه حسى كاملًا جدا و مستقل است .