محمد قنبرى

127

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

رسيده از معصومين عليهم السلام به خصوص در بخش مبادى و حقايق در نزديكى اين مرز قرار دارند . قرآن به دليل عمق گسترده و منطق زبان و واژه‌گزينى بىبديل و به دليل روابط تنگاتنگ آياتش در مجموعه‌هاى مختلف و هم به دليل پيوند سيال و در عين حال استوارى كه واژه‌ها و گزاره‌هايش با معناها و مفهوم‌ها در يك طيف بالنده و زاينده دارند و به دلايل ديگر كه در جايش بايد شناسايى گردند و به ويژه به دليل جنبهء بديع پرداخت هنرى آن كه در عين قرار داشتن در افق اعجاز هنر لغت به دقت عقلى داراى خصلت اخبارى و گزارشى محض و خالص است كه با شگفت‌آفرينى در يك زبان هنرى بىپيشينه تبلور يافته است پيوسته تازه و شكوفا است و هر دم برى نو داده و هر لحظه به غنچه‌اى مىنشيند . تفسير در اين نمونه ژرفايى و اعجاب هميشه تر و تازه است و بويى از كهنگى به خود نمىگيرد ، با اين كه هيچ‌گاه خصلت اكتشافى را از دست نمىدهد ، زيرا محتواى قرآن به مثابه يك بىنهايت در طريق تفسير قرار دارد . پس هر اندازه در دريافت و استخراج معنا از آن كار شود باز بدان حد گستردگى و ژرفايى هست كه آنچه دريافت و استخراج شده نسبت به آنچه هنوز به دست نيامده ، نسبت به اندك به بسيار باشد . از اين‌رو انديشه هر قدر در كشف معانى قرآن پيش رود باز از درك كل آن باز مىماند . براى كلام خدا بطون و درجات و مراحلى است كه همگى در ميدان و طيف محتوا پيش از اين‌كه شرحى انجام گيرد قرار دارند . احاديث رسيده از معصومين عليهم السلام نيز به ويژه در بخش معارف و اسرار در مرزى فروتر از اين مرز با نسبت‌هايى متفاوت از اين ويژگى برخوردارند . تازه بودن قرآن و حديث براى همه روزگارها تنها معلل به محتوا و متن است . به شرحى كه به اختصار گذشت نه به انعطاف‌پذيرى كلام كه مفهومى جز تهى بودن آن از معنا ندارد هر كلامى را مىتوان آن‌چنان انعطاف‌پذير ساخت كه منتج مفاهيم عجيب و غريب شود ، اما تنها كلامى ارزنده است كه به خودى خود داراى محتواى ارزنده باشد ، و تفسير هم تنها