محمد قنبرى
104
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
مىتواند اثر راويان اين متن و يا به احتمال بيشتر اثر ناسخان نسخههاى الكافى باشد . 2 . كلينى گرچه در كتاب خود به ذكر همه طرق روايى يك حديث نمىپردازد و در ميان طرق مختلفى كه به يك حديث دارد و بنا بر سنت محدثان ، در بسيارى از موارد تنها يك طريق را ، به دلايل مختلف ، اختيار مىكند ، اما با اين وصف در بسيارى از موارد هم با ارائه اسناد تركيبى و يا نقل سند كامل مجزا ( اصطلاحاً حيلوله ) مىكوشد نشان دهد كه حديث طرق روايى ديگرى هم داشته و در سنتهاى ديگر چگونه روايت مىشده است . البته برخى از بخشهاى اسناد تركيبى وى كار خود او و برخى منقول از منابع وى است كه آنان هم فراخور خود احاديث را به صورت تركيبى روايت مىكردهاند . 3 . از مهمترين شيوههاى روايت كلينى در الكافى بهرهگيرى از اختصار در آغاز سند احاديث و اتكا بر اسناد احاديث قبلى است ( و عموماً با تعبير : و بهذا الاسناد ) . اين امر به اين دليل است كه در بسيارى موارد روشن است كه كلينى چند حديث در يك موضوع را به صورت تقريباً مرتبى از يك منبع نقل مىكند و بنابراين پس از ذكر سند حديث اول ، در احاديث بعدى نيازى به تكرار آغاز تكرارى سند كه اشاره به منبع او مىكند ، نداشته است . اختصار و يا تركيب در سند حديث مىتواند در دومين زنجيره از وسائط حديثى و يا حتى در زنجيرههاى بعدى سند ديده شود كه در مواردى از آنها اين احتمال هست كه اين كار ابتكار خود كلينى باشد كه با اختصار در ذكر سند و يا با ارائه اسناد تركيبى كوشيده است كه از بيشترين منابع و طرق و در عين حال با رعايت اختصار استفاده كند . 4 . شيوه مهم ديگرى كه كلينى در كتاب الكافى در ذكر اسناد احاديث دارد و بعداً هم توسط برخى ديگر از محدثان امامى به صورتهاى ديگرى مورد تبعيت قرار گرفته است ، روايت از تنى چند از محدثان و نويسندگان كتب حديثى مهم و نامدار به وسائط متعدد است كه به دليل تكرار زياد احاديث روايت شده از آنان ، كلينى ترجيح داده است كه براى شمارى از وسائط هريك از اين محدثان تعبير « عدة من اصحابنا » را