محمد قنبرى
105
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
به كار برده و بدين طريق از ذكر مكرر وسائط خود در نقل از محدثان طبقه بالاتر اجتناب كند . بدين ترتيب روشن مىشود كه وى براى نقل احاديث آن دسته از محدثان ، طرق متعدد و وسائط مختلفى داشته است و تنها به يك كتاب و يك طريق روايى براى دسترسى به احاديث محدثان طبقه بالاتر خود بسنده نكرده است . 5 . در طول كتاب الكافى در مواردى مشاهده مىشود كه كلينى حديثى را ، گاهى تنها متن و گاهى عين متن و سند را در ابواب ديگر كتابهاى الكافى تكرار مىكند كه البته اين موارد به ضرورت استفاده مضاعفى است كه مىتوان از يك حديث و از لحاظ محتوايى در ابواب مختلف فقهى و يا اعتقادى كرد . 6 . در مواردى هم كلينى يك حديث را به صورت پارههاى مجزا در ابواب مختلف نقل مىكند ( به اصطلاح : تقطيع حديث ) كه اين امر به دليل موضوعات متفاوتى است كه برخى از احاديث بدانها پرداختهاند . 7 . كلينى مانند همهء محدثان ديگر از اشكال مختلف نقل حديث استفاده كرده است . البته اين امر به منابع روايى او نيز مربوط مىشود . 8 . از ويژگىهاى كتاب الكافى همچنين نقل شمارى از احاديث از نوع ادبى قرب الاسناد است كه تنها واسطهء ميان كلينى و امام سه تن هستند و اين امر با توجه به عصر كلينى البته قابل توجه است . 9 . كلينى در كتاب الكافى گاهى در ذيل احاديث به تفسير حديث و يا توضيحى دربارهء آن پرداخته است . اين موارد محدود تنها شامل احاديث فقهى نيست ، بلكه شامل مباحث اعتقادى ، تاريخى و رجالى ، لغوى و استشهاد به شعر نيز مىشود ؛ مانند بيان رفع تعارض ميان دو حديث و يا يك بحث فقهى كه گاهى متضمن آراء فقهى و يا كلامى وى است . اين موارد مىتواند ما را براى شناخت بهتر شخصيت علمى و عقايد و آراء كلينى يارى رساند . در اين ميان كلينى گاهى به نقل آراء و فتاوى فقهى محدثان عصر حضور امامان مانند زرارة بن اعين ، يونس بن عبدالرحمان ، ابن ابى عمير و فضل بن شاذان مىپردازد .