الشيخ عباس القمي

392

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

وَإنّ افتقادي واحِداً بَعد واحِدٍ * دَليلٌ عَلى أن لايَدومَ خَليلٌ « 1 » چون خبر وفات حضرت فاطمه در مدينه منتشر گرديد ، مردان و زنان همه گريان شدند در مصيبت آن حضرت و صداى شيون از خانه‌هاى مدينه بلند شد . زنان و مردان به سوى خانه آن حضرت دويدند و زنان بنىهاشم در خانهء آن حضرت جمع شدند و نزديك شد كه از صداى شيون ايشان مدينه به لرزه درآيد . و ايشان مىگفتند : اى سيّده و خاتون زنان ! اى دختر پيغمبر آخر زمان ! مردم فوج فوج به تعزيه به سوى حضرت امير المؤمنين عليه السلام مىآمدند آن حضرت نشسته بود و حسنين عليه السلام در پيش آن حضرت نشسته بودند و مىگريستند و مردم از گريهء ايشان مىگريستند . امّ كلثوم به نزد قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت : يا ابَتاه ، يارسول الله ! امروز مصيبت تو بر ما تازه شد و امروز تو از دنيا رفتى . دختر خود را به سوى خود بردى . مردم جمع شده بودند و گريه مىكردند و انتظار بيرون آمدن جنازه را مىكشيدند ، پس ابوذر بيرون آمد و گفت : اى مردم ! بيرون آوردن جنازه تأخير افتاد . پس مردم متفرّق شدند و برگشتند . چون پاسى از شب گذشت و ديده‌ها به خواب رفت ، جنازه را بيرون آوردند و حضرت امير المؤمنين و حسنين و عمّار و مقداد و عقيل و زبير و ابوذر و سلمان و بريده و گروهى از بنىهاشم و خواصّ آن حضرت بر حضرت فاطمه نماز كردند و در همان شب او را دفن كردند . « 2 » حضرت امير بر دور قبر او هفت قبر ديگرى ساخت « 3 » كه ندانند قبر آن مظلومه كدام است و به روايتى ديگر ، چهل قبر ديگر را آب پاشيد كه قبر فاطمه در آنها مشتبه باشد « 4 » . و به روايت ديگر ، قبر آن مظلومه را با زمين هموار كرد كه علامت قبر معلوم

--> ( 1 ) . كشف الغمه ، ج 2 ، ص 122 - 123 . ( 2 ) . رك : مناقب آل أبي طالب ، ج 3 ، ص 137 ( 3 ) . مناقب آل أبي طالب ، ج 3 ، ص 137 ( 4 ) . مناقب آل أبي طالب ، ج 3 ، ص 138