الشيخ عباس القمي
277
وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )
بدين سبب و هم به ملاحظهء حشمت و جلال امام حسن و اقبال مردم به آن جناب ، از آن حضرت بيم داشت ، پس يكدل و يكجهت تصميم عزم قتل آن حضرت نمود و زهرى از پادشاه روم طلبيده با صد هزار درهم براى جُعده ، زوجهء آن حضرت ، دختر اشعث بن قيس فرستاد و ضامن شد اگر جُعده آن حضرت را مسموم نموده و به زهر شهيد كند ، او را در حبالهء يزيد درآورد . لاجرم جُعده به طمع مال و آن وعدهء كاذبه ، امام حسن را به شربتى مسموم ساخت و آن حضرت ، چهل روز به حالت مرض مىزيست و پيوسته ، زهر در وجود مباركش اثر مىكرد تا در ماه صفر پنجاهم هجرى ، به سن چهل و هشت از دنيا رحلت كرد و برادرش ، امام حسين عليه السلام متولّى تجهيز و تغسيل و تكفين او گشت و در نزد جدّهاش ، فاطمه بنت اسد - رضى الله عنها - در بقيع مدفون گشت . « 1 » در اين مدت كه با معاويه صلح كرده بود ، دوست و دشمن خون بسيار در دل نازنينش كردند ، پيوسته دوستانش به خدمتش مىرسيدند [ و ] او را از اين كار ملامت مىكردند و گاهى تعبيركردند از آن جناب به مُذِلّ المؤمنين و امثال آن ، « 2 » و حضرت هر كدام را به نحوى جواب مىفرمود ، حتى در اين اوقات كه زهر خورده بود و نالان و بىحال در خانه نشسته بود ، چنانچه در كتاب احتجاج روايت شده كه : مردى به خدمتِ امام حسن رفت و گفت : يابن رسول الله ! گردنهاى ما را ذليل كردى و ما شيعيان را غلامان معاويه گردانيدى . حضرت فرمود : به چه سبب ؟ گفت : به سبب آنكه خلافت را به معاويه گذاشتى . آن جناب فرمود : به خدا سوگند كه ياورى نيافتم و اگر ياورى مىيافتم ، شب و روز با او جنگ مىكردم تا خدا ميان من و او حكم كند ، ليكن شناختم اهل كوفه را و امتحان كردم ايشان را و دانستم كه ايشان به كار من نمىآيند ، عهد و پيمان ايشان را وفايى نيست و بر گفتار و كردار ايشان اعتمادى
--> ( 1 ) . رك : الإرشاد ، ج 2 ، ص 15 - 19 . ( 2 ) . رك : أخبار الطوال ، ص 221 ؛ تحف العقول ، ص 308 ؛ الإرشاد ، ج 2 ، ص 12 - 13 ؛ سير أعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 147 .