الشيخ عباس القمي

239

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

ابن زياد برند و به سوى او تقرّب جويند . خولى به تعجيل تمام حركت كرد ، شب يازدهم به كوفه وارد شد ، چون در آن وقت شب ، ممكن نبود ملاقاتِ پسرِ زياد ، لاجرم به خانهء خود رفت و سرِ پسرِ پيغمبر را در زير اجّانه « 1 » جاى داد . از آن طرف عمرِ سعد شب يازدهم را در كربلا بماند و روز يازدهم تا وقت زوال نيز در كربلا اقامت كرد و بر كشتگان سپاه خويش نماز گزاشت و همگى را به خاك سپرد و چون روز از نيمه بگذشت ، امر كرد كه دختران پيغمبر را بر شتران بى وطاء « 2 » سوار كردند و ايشان را چون اسيران ترك و روم روان داشتند . « 3 » چون ايشان را به قتلگاه عبور دادند زن‌ها را كه نظر بر جسد امام حسين و كشتگان افتاد ، لطمه بر صورت زدند و صدا به صيحه و ندبه برداشتند . چه بر مقتل رسيدند آن اسيران * به هم پيوست نيسان و حزيران يكى مويه كنان گشتى به فرزند * يكى شد موكنان بر سوگ فرزند يكى از خون به صورت غازه مىكرد * يكى داغ على را تازه مىكرد به سوگ گلرخان سرو قامت * به پا كردند غوغاى قيامت نظر افكند چون دخت پيمبر * به نور ديدهء ساقىِ كوثر به ناگه نعرهء « هذا أخي » زد * به جان خلد نارِ دوزخى زد در حديث معتبر كامل الزياره است كه حضرت سيّد سجاد به زائده فرمود : همانا چون روز عاشورا رسيد به ما آنچه رسيد از دواهى و مصيبات عظيمه و كشته گرديد پدرم و كسانى كه با او بودند از اولاد و برادران و ساير اهل بيت او ، پس حرم محترم و زنان مكرّم آن حضرت را بر شتران سوار كردند براى رفتن به جانب كوفه .

--> ( 1 ) . اجّانه : تغار ، ظرف خُم مانَند . ( 2 ) . بى وطاء : بى پوشش ، بدون زين . ( 3 ) . ملهوف ، ص 84 ؛ بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 107 به نقل از آن و مثير الأحزان .