الشيخ عباس القمي

240

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

پس من نظر كردم به سوى پدر و ساير اهل بيت او كه در خاك و خون آغشته گشته و بدن‌هاى طاهرهء ايشان بر روى زمين است و كسى متوجه دفن ايشان نشده ، سخت بر من گران آمد و سينهء من تنگى گرفت و حالتى مرا عارض شد كه همى خواست جان از تن من پرواز كند . عمّه‌ام - زينب كبرى - چون مرا بدين حال ديد ، پرسيد : اين چه حالت است كه در تو مىبينم اى يادگار جدّ و پدر و برادر من ؟ ! مىنگرم تو را كه مىخواهى جان تسليم كنى . گفتم : اى عمّه ! چگونه جزع نكنم و اضطراب نداشته باشم و حال آنكه مىبينم سيّد و آقاى خود و برادران و عموها و عموزادگان و اهل و عشيرت خود را كه آغشته به خون در اين بيابان افتاده‌اند و تن ايشان عريان و بى كفن است و هيچ كس بر دفن ايشان نمى پردازد و بشرى متوجّه ايشان نمىگردد ، گويا ايشان را مسلمان نمىدانند . عمّه‌ام گفت : از آنچه مىبينى دلگران مباش و جزع مكن . به خدا قسم كه اين عهدى بود از رسول خدا به سوى جدّ و پدر و عمّ تو - صلوات الله عليهم اجمعين . و رسول خدا مصائب هر يك را به ايشان خبر داد و به تحقيق كه حق تعالى در اين امّت پيمان گرفته از جماعتى كه فراعنهء ارض ايشان را نمىشناسند ليكن در نزد اهل آسمان‌ها معروفند كه ايشان اين اعضاى متفرقه و جسدهاى در خون طپيده را جمع كنند و دفن نمايند و در ارض طف بر قبر پدرت سيّد الشهدا علامتى نصب كنند كه اثر آن هرگز بر طرف نشود و به مرور ايام و ليالى محو و مطموس نگردد و هر چند كه سلاطين كَفَرَه و اعوان ظَلَمَه در محو آثار آن سعى و كوشش نمايند ظهورش زياده گردد و رفعت و علوّش بالاتر خواهد گرفت . « 1 » و بقيه اين حديث از جاى ديگر اخذ شود . در اين روز ، سنهء 295 ، محمد بن عيسى تِرمِذى صاحب صحيح معروف وفات كرد . « 2 »

--> ( 1 ) . كامل الزيارات ، ص 444 - 446 ، باب 88 . ( 2 ) . وفيات الأعيان ، ج 4 ، ص 195 ، ش 572 « الترمذى » . تولدش را ذيحجه 212 يا 213 گفته‌اند .