الشيخ عباس القمي

238

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

و استماع ساز و غنا و طرب و ساير ملاهى اشتغال داشته تا آنكه روزى حضرت موسى بن جعفر عليه السلام از درِ خانهء او عبور مىفرمود ، يكى از كنيزان بِشْر از خانه بيرون آمده بود . حضرت به او فرمود : آقاى تو آزاد است يا بنده ؟ گفت : حُرّ و آزاد است . فرمود : چنين است ، اگر بنده بود به شرايط عبوديت و بندگى رفتار مىكرد . چون كنيز وارد خانه شد اين سخن را براى بشر نقل كرد . كلام آن جناب در دل او اثر كرد . پا برهنه دويد تا به خدمت آن حضرت رسيد و بر دست آن جناب توبه كرد و ترك خانه و زندگى گفت و پيوسته پا برهنه راه مىرفت به جهت آنكه به اين حال به سعادت و خدمتِ امام رسيده بود و به اين سبب او را حافى لقب دادند . و او را سه خواهر بود و هر سه بر طريقهء او بودند و صوفيّه را اعتقاد تمامى است به او . « 1 » در اين روز ، سنهء 352 ، معزّ الدولهء ديلمى مردم بغداد را امر كرد كه دكاكين و بازارها را ببنديد و طبّاخين طبخ نكنند و قبه‌هايى در بازارها نصب كنند . پس زن‌ها با موهاى آشفته بيرون شدند و لطمه بر صورت زدند و اقامهء ماتم براى جناب حسين بن على نمودند . « 2 » و اين اوّل روزى بود كه نوحه گرى شد براى آن حضرت در بغداد . در اين روز ، سنهء 656 ، هلاكو وارد بغداد شد و واقعه او در بغداد معروف است و در روز بيست و هشتم به آن اشاره خواهد شد . روز يازدهم بدان كه چون روز عاشورا عمرِ سعد از كار قتل امام حسين عليه السلام بپرداخت ، سر مبارك آن حضرت را به خولى و حميد بن مسلم سپرد و در همان روز عاشورا ايشان را به نزد ابن زياد روانه كرد و بقيهء سرها را نيز در ميان قبائل پخش كرد تا به نزد

--> ( 1 ) . منهاج الكرامه ، ص 59 ؛ روضات الجنات ، ج 2 ، ص 130 ، ش 150 ؛ الكنى والألقاب ، ج 2 ، ص 166 - 168 . ( 2 ) . كامل ابن اثير ، ج 8 ، ص 549 .