الشيخ عباس القمي

223

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

روز سوم حضرت يوسف صديق را سياره از چاه بيرون آوردند . « 1 » در اين روز ، عمر بن سعد با چهار هزار سوار به كربلا وارد شد و فرستاد نزد امام حسين عليه السلام كه براى چه به اين جا آمده‌ايد ؟ آن حضرت جواب داد : براى آنكه اهل كوفه به من نامه‌ها نوشتند و مرا به اين جانب طلبيدند ، به تفصيلى كه در مقاتل نوشته شده . و روز به روز لشكر به جهت يارى او وارد شد تا در روز ششم محرم به روايت سيّد بيست هزار سوار نزد او جمع شد . در اين روز ، سنهء 252 ، مستعين بالله را از خلافت خلع كردند . « 2 » روز چهارم اوّل خلافت عثمان است . بدان كه گاهى كه عمر بن الخطاب در جناحِ سفرِ آخرت بود ، امر خلافت را در ميان شش نفر به شورا افكند و مدت آن را سه روز قرار داد چنان كه روز بيست و ششم ذى حجّه معلوم شد . پس از آنكه عمر در سلخِ ماهِ ذى الحجّه درگذشت تا سه روز كار خلافت به جهت شور تأخير افتاد و عاقبت بر عثمان قرار گرفت . « 3 » پس روز چهارم عثمان لباس خلافت بر تن پوشيد . و مورّخين ثبت كرده‌اند كه بعد از استقرار امر خلافت بر عثمان ، به سراى خويش آمد . جماعتِ بنى اميه ، صغير و كبير به شادمانى گرد او فراهم شدند و در خانه را از بيگانگان مسدود داشتند . در اين وقت ابوسفيان بانگ برداشت كه آيا غير از بنى اميه كس ديگر

--> ( 1 ) . مسارّ الشيعه ، ص 43 . ( 2 ) . تاريخ طبرى ( ج 7 ، ص 493 ) و كامل ابن اثير ( ج 7 ، ص 167 ) خلع را چهارم محرم ذكر كرده است ( 3 ) . در كامل ابن اثير ( ج 3 ، ص 79 ) آمده كه شورا عصر سوم محرم به نتيجه رسيد .