الشيخ عباس القمي

224

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

در اين سراى مىباشد ؟ گفتند : نه ، گفت : اى جماعتِ بنى اميه از درِ نشاط و بازى ، اين منصب خلافت را مانند گوى در ميان خود ، دست به دست دهيد . قسم به آنكه ابوسفيان را سوگند به او رواست كه نه عذابى است و نه حسابى و نه بهشتى است و نه جهنمى و نه حشرى است و نه قيامتى . عثمان چون اين كلمات را شنيد ، بيمناك شد كه اگر اين كلمات گوشزدِ مسلمانان شود ، فتنه‌اى بزرگ پديد آيد . فرمان داد تا او را از مجلس بيرون كردند . گويند اوّل مسامحتى بود از عثمان در اجراى حكم خداوند ؛ چه حكم مرتد قتل است نه اخراج از مجلس . بالجمله ، پس از آن عبدالرحمان بن عوف بر عثمان وارد شد و عثمان را امر كرد به مسجد رود و بر منبر صعود كند . عثمان به مسجد رفت و بر منبر صعود كرد و خواست تا خطبه‌اى ايراد كند ، راه سخن بر او مسدود شد و نتوانست چيزى بگويد . لاجرم گفت : اى مردم ، همانا ابوبكر و عمر ساخته اين مقام مىشدند و از آن پيش كه بالاى منبر شوند خطبه‌اى پرداخته و ازبر مىكردند و بر بالاى منبر قرائت مىكردند ، و من تدارك اين كار نكردم و عاجز ماندم و شما آن را خرده نگيريد ، چه احتياج شما به امام عادل « 1 » افزون است از امام خطيب و زود باشد كه خطبه‌ها بر حسب مراد اصغا

--> ( 1 ) . و الحق عجب به عدالت رفتار كرد . بنى اميه و آل حكم و بنى ابى معيط را بر مردم مسلّط نمود . وليدِ شارب‌الخمر را حكومت كوفه داد و ابن عامر را در بصره و معاويه را در شام و عبد الله بن ابى سرحِ كافر را در مصر والى گردانيد و حكم بن العاص طريد رسول خدا را به مدينه برگردانيد . اموال مسلمانان را بر آل حكم و بنى اميه قسمت نمود . خمس افريقيه را به مروان داد و فدك را تيول وى كرد و چراگاه مدينه را خاصِّ مواشىِ بنى اميه نمود و بر بزرگان اصحاب رسول صلى الله عليه و آله چه ستم‌ها نمود . ابوذر را با آن جلالت شأن نفى بلد كرد . ابن مسعود را چندان بزد كه بعض اضلاعش شكست و عمار را چندان زد كه مرض فتق پيدا نمود و جمع كرد مردم را بر قرائت زيد بن ثابت عثمانى و قرآن‌ها را سوزانيد و چندان بنى اميه ، كه به سبب او بر مردم مسلط شده بودند ، ستم كردند كه بزرگان اصحاب تظلّم بر مردمان كردند و بر كارهاى او انكار نمودند . عاقبت او را محاصره كردند و كردند آنچه كردند . و عمار علناً مىگفت كه سه چيز است كه شهادت مىدهد به كفر عثمان و من چهارم ايشانم و مىخواند سه آيهء « و من لم يحكم بما أنزل الله » را . عايشه در عداوت عثمان از همه بالاتر بوده و او را نعثل مىگفت و مكرر قميص پيغمبر صلى الله عليه و آله را در آورد و گفت اين پيراهن پيغمبر است هنوز پوسيده نشده است كه عثمان تغيير داد شريعت او را ، اقتلوا نعثلا ، قتل الله نعثلا . [ بحار الأنوار ، ج 31 ، ص 296 ] ( منه )