الشيخ عباس القمي

218

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

ايشان بتازند . اين هنگام نماز خوف نازل شد و ايشان نماز خوف گزاشتند و اين اوّل نماز خوفى بود كه به جا آورده شد . « 1 » جابر بن عبدالله كه در اين سفر همراه بوده ، روايت كرده كه زنى كافره از اسيران از ترس بمرد . شوهرش كه چنين فهميد سوگند ياد كرد كه از قفاى پيغمبر مىروم تا يك تن از مردمش را بكشم . هنگام مراجعت ، پيغمبر در دره‌اى فرود آمد . دو نفر از مهاجر و انصار براى حراست بالاى كوه شدند . نخست از اوّل شب نوبت گذاشتند . مرد مهاجر بخفت و انصارى به نماز ايستاد و آن كافر برسيد و صداى نماز انصارى را شنيد . تيرى به جانب او افكند . انصارى تير را بكشيد و نماز را قطع نكرد . آن كافر تير ديگر انداخت ، باز نماز را نشكست . در ضربت سوم ، نماز را به نهايت برده بود ، مهاجرى را بيدار كرد تا از پى كافر شتافت و او را بيافت . پس چون برگشت و زخم سه تير در انصارى ديد ، با وى گفت كه چرا در ضربت نخستين مرا بيدار نكردى ؟ گفت : آن وقت سوره‌اى از قرآن مىخواندم و نخواستم قطع كنم . و به خدا سوگند كه اگر نه آن بود كه مأمور به حراست بودم اگر هزار تير بر من مىآمد ، قطع سوره نمىكردم تا جان بدهم . « 2 » از براى جابر نيز مكالماتى است با رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين سفر ، هنگامى كه شترش در راه ماند و خوابيده بود ، « 3 » مقام را گنجايشِ نقل نيست . اين غزوه را ذات الرِّقاع گويند از جهت آنكه در آن اراضى ، تل‌هاى بسيار و پستى و بلندىهاى رنگ و رنگ بود ، چون جامهء مرقّع ، نه آنكه بعضى اصحاب پاهايشان مجروح شده بود و صله‌ها و رقعه‌ها بر پاى خود بسته بودند . « 4 »

--> ( 1 ) . الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 62 . ( 2 ) . در كتاب أمان الأخطار سيّد بن طاووس است كه آنكه تير خورد ، عباد بن بشر بود و رفيقش عمارِ ياسر بود و سوره‌اى را كه مىخواند سورهء « كهف » بوده است . [ أمان الأخطار ، ص 133 - 134 ] ( منه ) ( 3 ) . رك : الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 61 . ( 4 ) . السيرة النبويه ابن كثير ، ج 3 ، ص 160 .